آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١١٧ - بحث ششم در باره بخشش و كرامت آن بزرگوار است
را در روز، سومى را پنهانى و چهارمى را آشكارا تصدق نمود، در آن حال خداوند منان، آيه شريفه: «الَّذِينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ سِرًّا وَ عَلانِيَةً، فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»[١]: «كسانى كه اموال خود را شب و روز، و نهان و آشكارا، انفاق مىكنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان براى آنان خواهد بود، نه بيمى بر آنان است و نه اندوهگين مىشوند.» [در تجليل، به مقام والاى او به رسول اكرم ٦ وحى نمود. اين آيه مباركه مانند تعدادى آيات ديگر، جز على بن ابى طالب ٧ فرد ديگرى به آنها عمل نكرده است، از اين رو نزول اين آيه در باره وى از امتيازات خاصّه آن جناب است. شاهد بر اين مدّعا گفتار مفسران است كه عموما شأن نزول اين آيه را، وجود پاك آن مولا دانستهاند].
[٢] ثعلبى و تعدادى از مفسّران در تفاسير خويش در شأن نزول سوره «هل اتى»
[١]. بقره، ٢٧٤.
[٢]. تفسير ثعلبى؛ مناقب خوارزمى، فصل هفدهم، ص ١٨٨ با اختلاف در عبارات و اشعارى كه اضافه نموده و در آخر حديث گويد:
ُ\i و زاد ابن مهران الباهلى في هذا الحديث فوثب النبى ٦ حتّى دخل على فاطمة فلما راى ما بهم انكبّ عليهم يبكى، ثم قال: انتم منذ ثلاثة ايّام فيما أرى و أنا غافل عنكم، فهبط جبرائيل ٧ بهذه الآيات إِنَّ الْأَبْرارَ يَشْرَبُونَ مِنْ كَأْسٍ كانَ مِزاجُها كافُوراً، عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ، يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً. قال: هى عين في دار النبى ٦ تفجر الى دور الأنبياء و المؤمنين\E
؛ شواهد التنزيل حسكانى، ج ٢، ص ٢٩٩، شماره ١٠٤٢ با اختلاف در لفظ و بعد از گفته مسكين كه گفت: اطعمونا الخ، على ٧ شعرى سرود كه مطلع آن اين است:
ُ\sُ فاطم ذات الرشد و اليقين\z يا بنت خير الناس اجمعين\z اما ترين البائس المسكين\z جاء الينا جائع حزين\z قد قام بالباب له حنين\z يشكو الى اللَّه و يستكين\z كل امرئ بكسبه رهين\Z\E
فاطمه در جواب گفت:
ُ\sُ امرك عندى يا ابن عمّ طاعة\z ما بى لؤم لا و لا ضراعة\z اعطيه و لا ندعه ساعة\z نرجو له الغياث في المجاعة\z و نلحق الاخبار و الجماعة\z و ندخل الجنة بالشفاعة\z\E
تفسير فرات ابن ابراهيم، ص ١٩٦؛ تذكرة الخواص، باب يازدهم، ص ٣١٣ و در چاپ نجف، ص ٣٢٢؛ مناقب خوارزمى، فصل ١٧، ص ١٨٨ با تفصيل؛ مناقب مغازلى، حديث ٣٢٠، ص ٢٧٢؛ اسد الغابة، ج ٥، ص ٥٣٠؛ درّ المنثور سيوطى، ج ٦، ص ٢٩٩؛ كشاف زمخشرى، ج ٤، ص ٦٠٧؛ اسباب التنزيل واحدى، ص ٢٥١؛ اين حديث در شماره ٤٤٢ همين كتاب بار ديگر خواهد آمد.