آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١١٦ - بحث ششم در باره بخشش و كرامت آن بزرگوار است
على ٧ نازل گرديد چرا كه رسول خدا ٦ على را در خانه خويش تنها گذاشت و دستور داد در بستر او بخوابد و روز بعد امانات مردم را به آنها برساند. [اين جريان درست در زمانى به وقوع پيوست كه مشركان قريش توطئه قتل رسول خدا ٦ را تهيه نموده بودند] پس خداى متعال، به جبرئيل و ميكائيل فرمود: من بين شما عقد اخوّت بستم و عمر يكى از شما را بر ديگرى طولانىتر مقرّر نمودم، آيا يكى از شما برادرش را بر خويش مقدم مىدارد و عمر كوتاه او را مىپذيرد؟ آن دو زندگى طولانىتر خود را اختيار نموده و ايثارى نشان ندادند.
در آن هنگام خداى متعال، بر آنها وحى فرستاد كه چرا شما مانند على نيستيد؟ كه با عقد اخوّتى كه در بين محمّد و او قرار دادم، در بستر وى خوابيد و جان خود را فداى او نمود و زندگى او را بر خود مقدّم داشت و ايثار كرد! هم اكنون به شما مأموريت مىدهم كه به زمين برويد و او را از گزند دشمن، محافظت نماييد. آن دو، جهت اجراى فرمان الهى به زمين فرود آمده، جبرئيل بالاى سر و ميكائيل پايين پاى على ٧ قرار گرفته و او را از گزند دشمنان نگهدارى نمودند و جبرئيل مىگفت: آفرين آفرين بر تو فرزند ابى طالب! آيا كسى مانند تو وجود دارد؟ و حال آنكه خداوند به مقام تو بر فرشتگان مباهات مىنمايد.
[١] تمام دارايى على ٧ كه در چهار درهم منحصر مىگرديد، يكى را در شب، يكى
[١]. ترجمة امام على ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٢، ص ٤١٣، شماره ٩١٨؛ شواهد التنزيل حسكانى، ج ١، ص ١٠٩، شماره ١٥٥ از ابن عباس در مورد آيه كريمه گفته است كه: قال:
ُ نزلت في على بن ابى طالب، لم يكن عنده( الّا) اربعة دراهم فتصدق بدرهم ليلا و بدرهم نهارا، و بدرهم سرّا و بدرهم علانية، فقال له رسول اللَّه ٦: ما حملك على هذا؟ قال حملنى عليها رجاء أن أستوجب ما وعد على اللَّه الذى و عدنى ما وعد اللَّه، قال رسول اللَّه، الا ذلك لك فأنزل اللَّه الآية في ذلك
و نيز شمارههاى ١٥٦، ١٥٨، ١٥٩، ١٦٠، ١٦١ و ١٦٣، مناقب ابن مغازلى، ص ٢٨٠، شماره ٣٢٥؛ درّ المنثور سيوطى، ج ١، ص ٣٦٣؛ تفسير برهان بحرانى، ذيل آيه ٢٧٦ سوره بقره، ج ١، ص ٢٥٧؛ نور الأبصار شبلنجى، ص ٧٨، از واحدى از ابن عباس؛ اسباب النزول واحدى، ذيل سوره بقرة، ص ٥٠، از ابن عباس و مجاهد از پدرش از كلبى؛ أسد الغابه ابن اثير، ص ٤، ص ٢٥؛ تفسير ابن كثير دمشقى، ج ١، ص ٣٢٦؛ كفاية الطالب گنجى، باب شصت و دوم، ص ٢٣٢؛ مجمع الزوائد هيثمى، ج ٦، ص ٣٢٤؛ ذخائر العقبى، ص ٨٨، همين روايت به شماره ٤٣٣ در همين كتاب خواهد آمد.