آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٤٢ - مبحث دوم ازدواج آن حضرت با فاطمه
ياقوت را نثار كند و فرمان به حور العين داد، تا اجتماع نموده و از زينت و در و ياقوت بهشتى بردارند، آنان فرمان الهى را اطاعت نمودند و در انجام اين فرمان، تا روز قيامت مباهات كرده سپس آن زيورها را به يك ديگر تا روز قيامت هديه مىنمايند و گويند:
اينها همه از بركات وجود فاطمه است.
[١] آرى دخترم! تو را به بهترين نزديكانم، تزويج نمودم، تو را به آن كس تزويج كردم كه در دنيا آقايى و سيادت دارد و در روز قيامت، از صالحان نيكوكار خواهد بود، پس دست او را در دست على ٧ نهاد و فرمود: اكنون به خانه خود در آييد، خداوند بين شما الفت ايجاد كند و امور شما را اصلاح نمايد، تا زمان ديگر كه نزد شما بيايم، همچنان به جاى خود باشيد. داماد و عروس لحظاتى چند در كنار هم نشستند و همسران پيامبر (أمهات المؤمنين) نيز نزد آنها بودند، اما بين آنها و على ٧ پردهاى آويخته و فاطمه ٣ نزد زنان نشسته بود.
[٢] رسول خدا ٦ بعد از گذشت زمانى كوتاه، تشريف آورد و به حجره عروس و داماد وارد شد، زنان كه متوجه شدند رسول خدا ٦ آمد، غير از اسماء بنت عميس همگى با شتاب خانه را ترك كردند. علت ماندند اسماء اين بود كه گويد: به هنگام وفات، خديجه كبرى را گريان ديدم، علت گريه او را پرسيدم و گفتم چرا مىگرييد؟ با اينكه بزرگ زنان جهان و همسر رسول خدا ٦ هستيد و به بهشت بشارت يافتهايد؟ خديجه گفت: علت گريهام، چيز ديگرى است و آن اين است كه عروس در شب زفاف، به زنى نيازمند است كه به وى كمك كند و فاطمه دخترم، از بهار عمرش بيش از چند سال
[١]. مجمع الزوائد، ج ٩، ص ٢٠٨، كفاية الطالب، باب ٨٢، ص ٣٠٦، الرياض النضره، ج ٢، ص ١٢٧، مناقب خوارزمى، فصل بيستم، ص ٢٤٤.
[٢]. حلية الاولياء، ج ٢، ص ٧٥، كفاية الطالب، باب هشتاد و دوم، ص ٣٠٦.