آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٦٢ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
پشمين پيامبر ٦ بر تن و شمشير او را به خود بسته و عمامه وى را بر سر و انگشتر او را در دست داشت، ديدم كه در شهر كوفه بر منبر نشسته، پيراهن را از قسمت شكم و سينه بالا زده و فرمود: پيش از آن كه از ميان شما رخت بربندم، پرسشهايتان را مطرح كنيد، تا شما را پاسخ دهم، چرا كه در اين پهلو و سينه علم فراوانى وجود دارد، آنگاه با تأكيد بيشتر فرمود: اين سينه مخزن علم و آنچه را كه به شما مىگويم، دانشى است كه از دهان رسول خدا ٦ گرفتهام و اين علم وحيى است كه بر پيامبر ٦ القا مىشد و از شدت علاقهاى كه آن حضرت به من داشت آن را به من تغذيه مىكرد، يعنى بدون ديدن فرشته وحى، از آن شعور خاص، بهرهمند مىشدم، سپس فرمود: اگر كرسى قضاوت براى من گسترده مىشد [كنايه از اين كه اگر امكان آن فراهم مىشد] براى اهل تورات، به توراتشان و براى اهل انجيل، به انجيلشان آنچنان فتوا مىدادم كه به قدرت پروردگار به سخن آمده و به شما بگويند كه على در آنچه ما حاوى آن بوديم، به حقيقت سخن گفت و شما را آگاه ساخت، آنگاه هر يك از آنها پيروان خود را سرزنش نموده و گويد. چرا به آنچه كه مىخوانيد تعقل نمىكنيد و به آن پايبند نيستيد.
[١] روز ديگرى در جمع مردم حضور يافت و فرمود: از من پرسش نماييد پيش از آن كه فرصت از دست برود و من در بين شما نباشم، از راههاى آسمان سؤال كنيد تا شما را جواب گويم، چرا كه من راههاى آسمان را، بهتر از راههاى زمين مىشناسم [يعنى در ديد من نقطه ابهامى وجود نداشته و به اسرار جهان خلقت واقفم. همان گونه كه شما مردم
[١]. نهج البلاغه سيد رضى، آخر كلام ١٨٩؛ تذكرة الخواص، باب ٢، ص ٣٤، ينابيع المودة، باب چهاردهم، ص ٦٦، فضائل الخمسة فيروزآبادى، ج ٢، ص ٢٣٢ و در ص ٣٦٠ از همين كتاب، در باب علم على ٧ از ابو المعتمر مسلم بن اوس و جارية بن قدامه سعدى كه در مجلس خطابه على ٧ حضور داشتند شنيدند كه مىفرمود: از من بپرسيد پيش از آن كه مرا نيابيد، چرا كه پرسش نمىشوم از چيزى در مادون عرش مگر اين كه به آن خبر خواهم داد، اين حديث را ابن نجار نيز نقل كرده است؛ كنز العمال، ج ٦، ص ٤٠٥، كشف الغمة، ج ١، ص ١٣٠؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ٢، ص ٣٩؛ بحار الانوار، ج ٤٠، باب ٩٣، ص ١٥٣ از غرر الحكم از آمدى.