آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٣٤ - بحث هفتم در ديانت، پارسايى و استجابت دعاهاى آن حضرت
نمودند، تا براى رفع خطر، دست به دعا بردارد؛ وى بر مركب خاص پيامبر ٦ سوار شد و به همراهى مردم تا كنار فرات آمد، در آنجا از مركب پياده شد و وضو ساخت، آنگاه به تنهايى رو به قبله به نماز ايستاد و مردم كه در اطراف به او نگاه مىكردند، ديدند پس از نماز دست به دعا برداشت و بيشتر مردم آن دعا را شنيدند، سپس با عصايى كه در دست داشت و بر آن تكيه زده بود، به صفحه آب زد و فرمود: به اذان پروردگار، از جوشش باز ايست آب به امر مولا و به اطاعت از وى آن قدر فروكش نمود كه ماهيان ديده شدند.
در آن بين بيشتر ماهيان به عنوان پيشواى مؤمنان بر حضرت درود فرستادند، مگر چند صنف از آنها كه خاموش بودند و سخنى نگفتند و آنها عبارتاند از جرى، مار ماهى و زمار. مردم از سلام تعدادى و سكوت عدهاى ديگر شگفت زده شده و از علّت آن پرسيدند، فرمود: آن صنف ماهيان كه خداوند آنها را به سخن آورده و بر من سلام نمودند، طاهر و پاكاند و خوردن آنها، بر مردم حلال است و آن تعدادى كه مهر خموشى بر آنها زد، ماهيان نجس و ناپاكى هستند كه بر مردم، خوردن آنها حرام مىباشد و اجتناب از آنها لازم است.