آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٩٢ - مبحث دهم در اين كه پيامبر
تو سرپيچى نمايد. دوستان محمّد دوستان تو و دشمنان او دشمنان تو مىباشند كه هرگز از شفاعت محمد بهره نمىبرند. آنگاه گفت: اى برگزيده خدا به من نزديك شو و سر پسر عمت را بر دامن بگذار، رسول خدا ٦ پس از لحظاتى سر از دامن على برداشت و فرمود: اين همهمهاى كه مىشنيدم از چه كسى بود؟ على ٧ ماجرا را تعريف كرد.
رسول خدا ٦ فرمود: او دحيه كلبى نبود كه با تو سخن مىگفت! وى جبرئيل بود و با نامى كه خداوند تو را به آن اسم ياد كرده بود، نام نهاد! اين جبرئيل است كه محبت تو را در دلهاى مؤمنان و هيبت تو را در دلهاى كافران جاى داده است.
[١] ابن مردويه با استناد به بريده گويد: رسول اكرم ٦ به ما امر نمود كه به هنگام ملاقات با على ٧ او را به امارت مؤمنين ياد كنيم و بگوييم:
«السّلام عليك يا امير المؤمنين»
.[٢] و از مناقب ابن مردويه، از عبد اللَّه، نقل شده است كه على ٧ بر پيامبر ٦ در آن زمان كه عايشه نزد او بود، وارد شد و در كنار رسول خدا ٦ در بين او و عايشه نشست! عايشه زبان به اعتراض گشود و گفت: آيا جايى جز اين مكان نيافتى كه در جاى من نشستى؟! رسول خدا ٦ با شنيدن اين سخن، در حالى كه از گفته او خشمناك شده بود، دست بر پشت وى زد و فرمود: عايشه آرام باش و با گفته نيشدارت نسبت به على برادرم، مرا آزار مده، زيرا او امير مؤمنان و آقاى مسلمانان و رهبر سپيدرويان با ايمان است. و در روز قيامت بر صراط مىنشيند و پيروانش را به بهشت، رهنمون مىشود و دشمنانش را به دوزخ مىافكند.
[١]. مناقب ابن مردويه و كتاب اليقين سيد ابن طاوس، باب سوم، ص ١٠؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٢، ص ٢٦٠، حديث ٧٨٤؛ ذيل احقاق الحق، ج ١٥، ص ٢٢٢.
[٢]. مناقب ابن مردويه چنان كه در كتاب اليقين سيد ابن طاوس، باب ١٥، ص ١١ نقل شده است.