آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٩٣ - مبحث دهم در اين كه پيامبر
[١] ابن مردويه در مناقب از رافع مولى عايشه، نقل مىكند كه گفت: در آن زمانى كه جوانى نورس بودم، كارهاى بيرون منزل را براى او انجام مىدادم و هر وقت رسول خدا ٦ در خانه وى تشريف داشت، علاوه بر كارهاى بيرونى، به كارهاى درونى خانه نيز مىپرداختم. در يكى از روزها كه رسول خدا ٦ در خانه وى بود، ناگهان كوبه در به صدا درآمد با سرعت به در منزل آمدم، ديدم كنيزكى طبقى كه روى آن پوشيده بود، در دست داشت و اجازه ورود خواست، به عايشه خبر دادم گفت: او را به درون خانه راهنمايى كن، او وارد منزل شد و طبق را در پيش روى عايشه بر زمين نهاد و گفت: اين هديهاى است كه تقديم شما گرديده، وى طبق را نزد رسول خدا ٦ آورد و سرپوش را از روى آن برداشت، رسول اكرم ٦ در حالى كه از آن غذا ميل مىنمود و كنيزك خارج مىشد، فرمود: اى كاش امير مؤمنان، آقاى مسلمانان و پيشواى پرهيزگاران هم اكنون مىرسيد و با ما هم غذا مىشد، ناگهان باز كوبه در به صدا درآمد، همين كه در را باز كردم، على ٧ را در پشت در ديدم، با شتاب نزد رسول خدا ٦ آمدم و گفتم: على ٧ در پشت در، اذن ورود مىطلبد، پيامبر ٦ فرمود: در را باز كن، چون ديدگان پيامبر ٦ به صورت على ٧ افتاد، فرمود: خوش آمدى و آفرين بر تو باد، تا حال دو نوبت تمناى حضور تو را داشتم و اگر دير مىكردى، از خدا مىخواستم تا تو را به اينجا رهنمون شود، هم اكنون بنشين و با من هم غذا شو.
[٢] از انس نقل شده است كه رسول اكرم ٦ فرمود: بهشت به چهار تن از امتم
[١]. مناقب ابن مردويه چنان كه در كتاب اليقين سيد ابن طاوس، باب نهم، ص ١٣ آمده است؛ أسد الغابه، ج ٢، ص ١٥٤؛ بحار الانوار علامه مجلسى، ج ٣٢، ص ٢٨١؛ اليقين سيد بن طاوس، باب ٤٩، از كتاب المعرفه ثقفى و در باب ٨٢، از كتاب مائة حديث ابن شاذان.
[٢]. مناقب ابن مردويه، چنان كه در كتاب اليقين سيد بن طاوس، باب ١٥، ص ١٧ با اندك اختلافى در لفظ آمده است؛ مناقب امير المؤمنين على بن ابى طالب ٧ محمد بن سليمان كوفى، ج ١، حديث ١٢٦ و ١٣٢؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٢، ص ١٧٢، حديث ٦٦٦.