آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٢٤ - مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
ذخيره نمودن آن مىگردد. اين چنين عالمى از رهبران دين شمرده نمىشود و با چهار پايانى كه در صحرا، به چرا مشغولاند، فاصله چندانى ندارد، اينجاست كه با مردن عالمان واقعى، علم از جهان رخت بربسته و صحنه گيتى از وجود دانشمندان سودمند خالى مىماند.
آرى با اين همه گرفتارى كه دامن گير مسلمانان با نبود عالمان واقعى مىگردد، هرگز خداوند زمين را از حجّت خويش، خالى نمىگذارد، اين گونه عالمان يا به شكلى آشكار در ميان مردم ظاهر مىشوند و اسير دست حكام ستمگرانند و يا از ديد مردم بر اثر خوفى كه از ستمگران دارند، پنهان هستند و در پوشش محروميتها و بلاها و مصائب گرفتارند و آنها را تحمل مىكنند تا حجتهاى الهى و راههاى هدايت، باطل و نابود نگردد؛ به خدا سوگند! به وسيله اين تعداد انگشت شمار عالمان واقعى كه قدرشان بسيار عظيم است، خداوند حجتهايش را بر مردم تمام نموده و آنها هستند كه حافظ منافع دينى و بيان احكام الهى مىباشند و به افرادى همانند خود تحويل مىدهند و ودايع الهى را در سينه رهبرانى مانند خويش مىكارند. هجوم علم، حقايق ايمان را برايشان آشكار نموده و به روح يقين دست يافتهاند، از اين رو به انجام كارهايى كه مترفان آنها را سخت مىپندارند، سرگرم شدهاند و آنها را آسان مىبينند، زيرا بدنها را بيمه اعمال پسنديده نمودهاند [و با روح يقين كه در سراسر وجودشان ريشه دوانده است كارهاى به ظاهر سنگين و دشوار را آسان مىنگرند] با آن چه جاهلان از آنها وحشت دارند انس گرفتهاند. اينان با بدنهايى كه ارواحشان به عالم اعلى پيوند خورده است، با دنيا مصاحبت دارند و اينان امانت داران خداوند بر ساكنان زمين و حجتهاى الهى بر بندگان او هستند. آنگاه مولا نفسى پراندوه از سينه پردرد بركشيد و فرمود: آه آه، چه قدر به ديدار اين بزرگمردان يقين پرور، اشتياق دارم، آنگاه دستش را از دست من كشيد و فرمود: اكنون به هر جا كه مىخواهى بروى، اختيار با توست.