آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٥٧ - جنگ احد
[١] مسلمانانى كه به دستور رسول اكرم ٦ در دهانه شكاف كوه مشرف بر جبهه جنگ، مستقر بودند، با توجه به شكست دشمن و اين كه حاضران در ميدان جنگ، به جمع غنائم مشغول شدند، از فرمانده خويش رخصت حضور در صحنه جنگ، براى جمع غنائم خواستند، نكند كه از اخذ غنائم محروم بمانند! عبد اللَّه گفت: رسول خدا ٦ به من دستور داده، از اينجا گام از گام بر ندارم، بنا بر اين نبايد اين موضع را ترك كنيم، آنان گفتند: آرى فرمان پيامبر ٦ در ابتدا همين بود، اما او نمىدانست كه با اين سرعت چشمگير، چنين پيروزى نصيب ما خواهد شد!! از اين رو دستهجمعى براى جمعآورى غنائم وارد ميدان جنگ شدند و عبد اللَّه را تنها گذاردند! خالد بن وليد كه دهانه كوه و استقرار مسلمانان را در آنجا كاملا زير نظر داشت، با انتقال سريع مسلمانان از آنجا و تنها ماندن فرمانده آنان با حيله از پشت به وى حمله نمود و او را به شهادت رساند و بدين وسيله لشكر شكست خورده دشمن را قوت داد و از پشت به پيامبر ٦ و يارانش حمله كردند پيامبر ٦ با تأثّر به كسانى از يارانش كه تنگه را رها كرده بودند فرمود: اكنون اين شما و آنچه در طلبش بوديد!! پس دشمن يكپارچه دست به حمله زد و با شمشير، نيزه، تير و سنگ، بر مسلمانان، حمله كردند و سرسختانه به جنگ پرداختند. اصحاب پيامبر ٦ كه چنين ديدند بر گرد وجود پيامبر ٦ مىگشتند و از دشمن او را محافظت مىكردند، تا اين كه هفتاد نفر از مسلمانان شهيد شدند.
[٢] در اين جنگ على ٧ ثابت قدم ماند و از شخص پيامبر ٦ و رسالت الهى وى دفاع مىكرد و از هر طرف كه دشمنان به وى حمله مىكردند، در مقابل حملات آنها جان
[١]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٧٣، باب دوم، فصل ٢٢ با اختلاف اندكى در عبارات؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٢؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٤٩ و ٨٢.
[٢]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٧٣، باب دوم، فصل ٢٢ با اندك اختلافى در لفظ؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٢؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٨٣.