آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٥٦ - جنگ احد
پرداخت و در يك صف طولانى متشكّل نمود و بر دهانه كوه كه خطر حمله مخفى دشمن وجود داشت، پنجاه نفر از انصار را به فرماندهى مردى از آنها به نام عبد اللَّه بن عمر بن حزم، گماشت و به آنها دستور داد كه شما از جاى خودتان تكان نخوريد و مرتبا حركات دشمن را زير نظر داشته باشيد، و بر فرض كه همه ما كشته شويم، چرا كه اين موضع مكان خطرناكى است و اگر حمله احتمالى تحقّق يابد، از همين جاست؛ بنا بر اين بايد آن را محكم نگه داريد، نكند از اين موضع دشمن ما را محاصره نمايد.
[١] رسول خدا ٦ پرچم مسلمانان را به على ٧ سپرد، و پرچمدار دشمن در آن روز طلحة ابن ابى طلحه بود كه او را كبش الكتيبة مىگفتند، على ٧ با يك ضربت چشم او را از حدقه بيرون انداخت و او فريادى بس عظيم بركشيد و پرچم كفر از دست وى بر زمين افتاد و او كشته شد و برادرش مصعب علم را به دوش كشيد و آماده نبرد شد كه عاصم بن ثابت با پرتاب تيرى او را از پاى در آورد، سپس غلام آن دو كه اسمش «صواب» بود و در جنگ از همه چالاكتر و نيرومندتر بودند پرچم بر زمين افتاده دشمن را برافراشت و آماده نبرد شد كه على ٧ با ضربتى دست راست او را بر زمين انداخت، وى علم را به دست چپ گرفت كه با ضربتى ديگر دست چپ او نيز قطع گرديد.
وى پس از قطع دو دست علم را به سينه چسبانيد و با بقيّه دو دست آن را محافظت مىكرد، على ٧ با ضرب شمشيرى كه بر فرق او زد، به زمين افتاد و راهى دوزخ شد، در اين هنگام سپاه كفر، با وحشت فراوان و از دست دادن پرچمداران جنگى خود پا به فرار نهاد و تار و پود آنها از هم پاشيد در آن حال مسلمانان با شادمانى فراوان نسبت به پيروزى از يك سو و فرار دشمن از سوى ديگر، به جمع آورى غنائم جنگى مشغول شدند.
[١]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٢٧، باب دوم، فصل ٢٢ با اندك اختلافى در الفاظ؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٢؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٥٠ و ٨٢ با اختلاف در الفاظ.