آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٣١ - مبحث نوزدهم در فضايل فرزندان امير مؤمنان
پدرش كيست؟ گفتم: محمد بن على بن عبد اللَّه بن عباس، آنگاه به نقل روايت پرداختم كه ابن عباس گفت: من و جماعتى نزد رسول خدا ٦ مشرف بوديم كه ناگهان فاطمه ٣ در حالى كه اشك مىريخت به حضور رسول خدا ٦ رسيد، آن جناب پرسيد دخترم چرا گريانى، اميدوارم هرگز چشم تو را گريان نبينم! عرض كرد: پدر جان! حسن و حسين از بامداد تا به حال ناپديد شدهاند و از آنها اطلاعى ندارم، در منازل همسران شما و جاهاى ديگر نيز از آنها جستجو كردم و اثرى از آنها نيافتم، و پنج روز است كه على به آبيارى درختان مشغول است و به خانه بازنگشته، تا از آنها تفحص نمايد، رسول خدا ٦ به ابو بكر كه در سمت راستش نشسته بود، دستور داد، تا به جستجوى آنان برخيزد و به عمر و سلمان و ابو ذر و گروهى از ياران كه وقتى آنها را شمارش نموديم هفتاد نفر مىشدند فرمود: برخيزيد و از نور ديدگانم خبرى بياوريد! ياران پيامبر ٦ همگى به تفحص پرداختند، اما آنها را نيافته و بدون هيچ گونه اطلاعى بازگشتند! رسول خدا ٦ از اين حادثه غير منتظره آزرده خاطر گرديد و براى دعا و نيايش راهى مسجد شد و در آنجا دست به دعا برداشت و عرض كرد: پروردگارا! به حق ابراهيم خليلت و به حق آدم صفيّت اگر نور ديدگان و ميوههاى قلبم، راه دريا و يا خشكى در پيش گرفتهاند، آنها را محافظت نما و سالم به من بازگردان! در آن حال جبرئيل ٧ نازل شد و عرض كرد: يا رسول اللَّه! پروردگارت تو را درود مىفرستد و مىفرمايد: هيچ گونه اندوهى در باره آنها به خويش راه مده، آن دو كودك در دنيا و آخرت صاحب فضيلتاند و جايگاه آنان در بهشت است. هم اكنون فرشتهاى بر آنها موكّل نمودهام تا در خواب و بيدارى نگهبان آنها باشد! رسول اكرم ٦ از اين مژده بسيار شادمان گرديد و به راه افتاد، در حالى كه جبرئيل امين در سمت راست و مسلمانان دور وى بودند و به باغ بنى نجار رفتند رسول خدا ٦ بر آن فرشته موكّل درود فرستاد، سپس بر سر زانو به زمين نشست و ديد حسن ٧ دست بر گردن حسين ٧ انداخته و هر دو به خواب رفتهاند و آن فرشته يك بال خود را زير انداز و بال ديگرش را روانداز آنان قرار داده است، و آن دو هر يك لباس بلند از پشم و يا مو، بر تن داشتند و اثر مداد بر