آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٢٥ - بحث هفتم در ديانت، پارسايى و استجابت دعاهاى آن حضرت
بحث هفتم در ديانت، پارسايى و استجابت دعاهاى آن حضرت
خلافى نيست كه على ٧ در ديانت بزرگوار و ثابت قدم و در پارسايى كوشا بوده و كسى با او همتائى نداشت، حقيقت دين در وجودش استوار و در قلب پاكش جاىگزين بود. از اين رو و به واسطه اين دو نيروى عظيم ديانت و پارسايى دعاى او نزد خداوند، هميشه به اجابت مقرون بود. به همين علت رسول اكرم ٦ در روز مباهله، به او متوسل شد، چرا كه اگر احدى از صحابة با او همتا بود، در اين زمان كه به اجابت دعا شديدا نياز داشت، به او متوسل مىشد [اما هرگز كسى در آن وقت پر احتياج دست به نيايش و استغاثه براى رسيدن به هدف، جز او برنداشت و دعائى جز دعاى او و اهلش به اجابت مقرون نگرديد].
[١] رسول اكرم ٦ در مقام تهديد به متمرّدان قريش فرمود: اى گروه نافرمان و
[١]. تاريخ بغداد، ص ١٣٤، با اندك اختلاف در عبارات؛ خصائص نسائى، ص ٨٥، حديث ٣١ و در حاشيه آن ذيل حديث ٣١، ص ٩٠؛ مسند بزّاز من مسند على ٧، ج ١، ورق ٧٩/ ب، شماره ٥٧٨، نسخه كتابخانه مراد ملا در تركيه، در اين مسند گويد:
ُ حدثنا صالح بن محمد بن يحيى بن سعيد و احمد بن يحيى، قالا: انبأنا ابو غسّان، قال: انبأنا يحيى بن سلمة بن كهيل عن ابيه عن منصور عن على قال: اجتمعت قريش الى النبى ٦ فقالوا: إنّ ارقّاءنا لحقوا بك و دخل معك في هذا الأمر من ليس باهل ارددهم الينا! فغضب( رسول اللَّه) ٦ حتى رأى الغضب في وجهه، ثم قال لتنتهنّ يا معشر قريش، او ليبعثنّ اللَّه( عليكم) رجلا منكم، امتحن اللَّه قلبه بالايمان، يضرب رقابكم على الدين. فقيل: يا رسول اللَّه( هو) ابو بكر؟ قال: لا، قيل: فعمر؟ قال: لا و لكنّه خاصف النعل الذى في الحجرة، قال: و كنت انا خاصف النعل. قال ربعى:
ُ فاستفظع النّاس ذلك من علىّ، فقال: امّا انّى سمعته يقول: لا تكذبوا علىّ فانّه من يكذب علىّ متعمّدا فليلج النّار
:« صالح بن محمد بن يحيى بن سعيد و احمد بن يحيى، گفتهاند: ما را خبر داد ابو غسّان، از يحيى بن سلمة بن كهيل، از پدرش، از منصور ربعى، از على ٧ نقل كرده است كه فرمود: قريش به نزد پيامبر ٦ اجتماع كردند و گفتند: بردگان ما را كه در دين تو وارد شدهاند و اهليّت ندارند به ما برگردان! پيامبر ٦ به شدت خشمگين شد همچنان كه آثار خشم در چهره مباركش ظاهر شد، سپس فرمود: از اين خواستتان دست برداريد و گر نه كسى را به سوى شما گسيل مىدارم كه خداوند قلب او را با ايمان آزمايش كرده است و گردن شما را در راه دين خواهد زد. گفته شد: يا رسول اللَّه! او ابو بكر است؟
فرمود: نه، گفته شد: عمر است؟ فرمود: نه، اما او كسى است كه در حجره مشغول دوختن نعلين است! على ٧ فرمود:
من آن كس بودم كه در حجره نعلين را مىدوختم. ربعى گويد: مردم اين سخن و قول را باور نكرده و از در انكار برآمدند! ربعى گفت: اما من از على ٧ شنيدم كه مىفرمود: مرا تكذيب نكنيد، زيرا آن كه مرا به قول عمد انكار كند، در آتش درافتد.»؛ كفاية الطالب گنجى، باب سيزدهم، ص ٩٦، مستدرك حاكم، ج ٢، ص ١٣٧ و ١٣٨؛ سنن ترمزى، ج ٥، ص ٦٣٤، حديث ٣٧١٥؛ المصنف ابن ابى شيبه، ج ٧، ورقه ١٥٥؛ ارشاد شيخ مفيد، باب دوم، فصل دوم، شماره ٢، ص ١٠٩؛ مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ١٥٥ با اختصار و در كتاب الفضائل، حديث ٢٢٧، ص ١٥٨؛ مناقب عبد الوهاب كلابى، حديث ٢٤- ٢٥، در آخر كتاب مناقب ابن مغازلى، ص ٤٣٩؛ الرياض النضرة، ج ٢، ص ١٠٧.