آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٩٧ - خوارج
كه چرا با عدم مشروعيت حكميّت، جنگ را ادامه نداديد؟ حضرت فرمود: ادامه جنگ به انقضاى مدت مقرّر فيما بين، وابستگى داشت كه بايد آن مدّت رعايت شود، ابن كوّاء گفت: آيا پس از انقضاى مدّت چه تصميمى دارى؟ فرمود: جز جنگ با اين گروه راه ديگرى وجود ندارد؛ ابن كوّاء با شنيدن سخنان آن حضرت، خود و ده نفر از همراهانش به صف ياران على ٧ پيوستند و از گروه خوارج كناره گرفتند، امّا ديگران با شعار «لا حكم الّا للَّه» همچنان در صف خوارج باقى ماندند.
اين گروه [خوارج] عبد اللَّه بن وهب راسبى و حر قوص بن زهير بجلّى، معروف به ذو الثدية را، به امارت خويش برگزيدند و در نهروان اجتماع كردند و آنجا را اردوگاه خويش قرار دادند.
على ٧ در پى آنها روانه شد و در فاصله دو فرسنگى محلّ اجتماع آنان، متوقف شد و به آنها نامه نوشت [و در طىّ نامه تذكرات خيرخواهانه ارائه نمود] اما آنان [همچنان بر كرسى لجاج نشسته و از پذيرش حق] امتناع نمودند، على ٧ براى ارشاد و اتمام حجت ابن عباس را به سوى آنها فرستاد و فرمود: به آنها بگو به اعمال من چه ايراد و انتقادى داريد؟ و در ضمن به وى اطمينان داد كه گزندى از آنها به تو نخواهد رسيد زيرا شخصا و از نزديك مراقب اوضاع آنها هستم، ابن عباس پيام آن جناب را به آنها ابلاغ نمود، خوارج گفتند: پارهاى از رفتارهاى وى براى ما انتقادانگيز و بهگونهاى در پرده ابهام است. على ٧ پس از گزارش ابن عباس، شخصا نزد آنها رفته و فرمود: اى مردم من على بن ابى طالب هستم، چيزهايى كه در مورد آنها به من ايراد داريد چيست؟ گفتند:
نخستين انتقاد ما اين است كه در جنگ جمل با تو بوديم و به دستور تو با آنها جنگيديم ولى پس از پيروزى تو تنها اموال آنها را براى ما مباح نمودى امّا اسارت زنان و كودكانشان را تجويز نكردى! فرمود: علت اين مطلب و تفاوت اين دو در اين است كه مردان با ما جنگيدند و پس از پيروزى، آنچه در جبهه جنگ از اموال آنها بر جاى مانده بود، براى شما حلال بود، اما زنان كه با ما نجنگيده بودند تجويزى در اسارت آنها وجود