آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٨٣ - مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
[١] خطيب خوارزمى، پس از نقل حديث غدير خم گويد: رسول خدا ٦ بازوى على را گرفته آن جناب را چنان بر سر دست بالا برد كه سپيدى زير بغل وى نمايان گرديد، در همان حال آيه شريفه: «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي»:[٢] امروز دين را تكميل و نعمتم را در باره شما به اتمام رساندم، نازل گرديد، رسول خدا ٦ از شادمانى تكبير گفت كه دين در امروز به كمال و نعمت ولايت به اتمام رسيد و خداوند از ابلاغ رسالت به وسيله من راضى و خوشنود گرديد و ولايت على بن ابى طالب را بر كائنات انعام نمود. سپس دست بر دعا برداشت و عرض كرد: پروردگارا! دوست على را دوست بدار و با دشمنان او دشمن باش و يارىكننده او را يارى نما، و آن كس كه او را تنها گذارد و خوار نمايد، خوار گردان.
[٣] و از صحيح نسائى و ترمذى، از جابر نقل شده است كه گفت: رسول خدا ٦ در روز طائف، على را فراخواند و مدتى با وى پنهانى به گفتگو پرداخت، چون مدت گفتگو به طول انجاميد، مردمى كه در آنجا بودند گفتند: چه قدر گفتگوى پنهانى او با پسر عمش به درازا كشيد! رسول خدا ٦ در ردّ سخن آنها فرمود: به خدا قسم من او را به رازگويى انتخاب نكردم! بلكه خداوند متعال با او راز مىگفت: يعنى خدا به من أمر نمود، تا با او به گفتگوى پنهانى بنشينم! در اين مورد به خصوص نيز اخبار زيادى كه از حدّ احصاء خارج است، وجود دارد.
[١]. مناقب خوارزمى، فصل ١٤، ص ٨٠؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٢، ص ٣٥، حديث ٥٣٥.
[٢]. سوره مائده( ٥)، ٣.
[٣]. جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٩، حديث ٣٧٢٦؛ تاريخ بغداد، ج ٧، ص ٤٠٢، شماره ٣٩٤٥؛ تذكرة الخواص، ص ٤٢؛ أسد الغابة، ج ٤، ص ٢٧؛ الرياض النضرة، ج ٢، ص ١٤٩؛ ذخائر العقبى، ص ٨٥؛ ينابيع المودة، ص ٥٨، باب دهم؛ احقاق الحق، ج ٦، ص ٥٢٥- ٥٣١ و ج ١٧، ص ٥٣ و ٥٥؛ مناقب خوارزمى، فصل چهاردهم، ص ٨٢.