آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٠١ - مبحث بيست و پنجم اين بحث در باره وعده عذاب الهى به كسانى است كه كينه و بغض آن جناب را در دل داشته باشند
در ميان نهاد اين بود كه فرمود: هيچ كافرى دوست من نيست و هيچ مؤمنى با من دشمنى ندارد، به خدا سوگند اينكه مىگويم از رسول خدا ٦ شنيدم، نه دروغى گفتهام و نه دروغى به من نسبت داده شده است، نه گمراه بودهام نه سبب گمراهى ديگرى شدهام.
[١] و از جابر بن عبد اللَّه نقل شده است كه گفت: در آن روزى كه على ٧ قلعه خيبر را فتح كرد و به اسلام و مسلمين شوكت بخشيد، رسول خدا ٦ با خورسندى از اين پيروزى دشمن كش، به على ٧ فرمود: اگر خوف اين نبود كه گروهى از پيروان من بر اثر غلو آن چيزى را كه مسيحيان در باره عيسى گفتند! در باره تو بگويند، هر آينه در علو مرتبه تو سخنى مىگفتم كه هر زمان به جمعى از مسلمانان بگذرى، خاك قدمت را به عنوان تبرك بر چشم ماليده و شفاى دردها برگيرند! اما در علوّ مقام تو، همين اندازه بس كه منزلت تو نسبت به من همانند منزلت هارون نسبت به موسى است جز اينكه پس از من پيامبرى نيست. و اين تو هستى كه ذمّه مرا پس از مرگم از دين پاك مىكنى و عورت مرا مىپوشانى [و با دشمنان قسم خورده اسلام] به خاطر حفظ سيره و سنّت من جنگ مىكنى و در روز قيامت نزديكترين خلق به من، تويى و در كنار حوض جانشين من خواهى بود، پيروان تو در آن روز با چهرههاى نورانى بر منبرهايى از نور، قرار گرفته و در كنار منند و من شفاعت آنها را بر عهده دارم و همسايگان من در بهشتند، بىآنكه از شمار اصحاب من كاسته شود. زيرا جنگ با تو جنگ با من و مسالمت با تو مسالمت با من و سرشت تو سرشت من و فرزندان تو فرزندان منند. تويى كه ديون و پيمانهاى مرا ادا خواهى نمود و وعدههايم را هر يك به جا و به مورد خود، انجام خواهى داد، چرا كه حق بر زبان، قلب و چشم تو جاى دارد و با گوشت و پوست تو در هم آميخته، چنان كه با گوشت و پوست من عجين شده است. و در روز قيامت دشمن تو به حوض [كوثر] راه
[١]. مناقب ابن مغازلى، ص ٢٣٧، حديث ٢٨٥ با اندكى اختلاف؛ مناقب خوارزمى، فصل ١٣، ص ٧٥ و فصل ١٤، ص ٩٦، با اختصار؛ مقتل خوارزمى، فصل چهارم، ص ٤٥؛ ذيل احقاق الحق، ج ٤، ص ٤٨٤ و ج ٧، ص ٢٩٣ و ج ١٥، ص ٢٢٠ و ٥٦٢؛ ينابيع المودّة، باب ٤٤، ص ١٣٠؛ كفاية الطالب، ص ٢٦٤.