آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٦٦ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
از اوّل شب تا پايان آن، سخن گفت امّا رشته سخن به پايان نرسيد.
اما علم كلام نيز بىترديد على ٧ بنيانگذار آن است و دلايل آن را توضيح و تقرير نموده است. آن حضرت در سخنرانيها و خطبههايى كه براى مردم ايراد مىنمود از اين علم سخن مىگفت و همه مردم از او استفاده كردهاند و دانشمندان در حل مشكلات علمى خود به آن حضرت مراجعه مىكردند؛ زيرا كسانى كه به اين علم قيام نمودهاند چهار گروه هستند: معتزله، اشاعره، شيعه و خوارج.
امّا نسبت شيعه به آن حضرت روشن است و نيازى به بيان نيست.
امّا خوارج، ترديدى نيست كه فضلاى اين گروه، علم كلام و استدلال به آن را از آن حضرت فراگرفته و مرجع آنها بوده است و اگر ابهامى در مسائل علمى براى آنها پيش مىآمد، تنها رفع آن را از حضرتش مىخواستند، چرا كه كسى جز آن حضرت بر رفع مشكلات علمى قادر نبود.
امّا معتزله، اين گروه به واصل بن عطاء كه استاد آنهاست ارتباط علمى دارند و او شاگرد ابو هاشم عبد اللَّه بن محمد بن حنفيّه است و ابو هاشم شاگرد پدرش و پدرش شاگرد پدر بزرگوارش على ٧ بوده است.
اما أشاعره، عموما شاگرد ابو الحسن أشعرى و او شاگرد ابو على جبايى و او يكى از مشايخ و بزرگان معتزله[١] مىباشد.
و امّا علم طريقت و كشف. همه صوفيانى كه در اين راه، گام نهادهاند، خرقه و ديگر وسائل و ابزار اين علم را به آن جناب، نسبت داده و مىگويند: تنها ما هستيم كه راه و روش مولا را اتخاذ كرده و حقايق را با ديد باطن مىنگريم و غير از ما كسى به اين راه رهنمون نخواهد بود.[٢] أصحاب فتوّت و جوانمردان روزگار نيز، درس جوانمردى را از مكتب مولا، فرا
[١]. شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ١٧.
[٢]. مدرك پيشين، ج ١، ص ١٩.