آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٦٢ - مبحث ششم در باره وجوب محبت و دوستى با آن حضرت
مىخواهد، مردى سست اراده و بىپروا نيست و به خانهاى وارد نمىشود مگر بداند در مسير راه او هيچ كس نيست، او خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست دارند.
امّ سلمه گويد: در را گشودم او دو لنگه در را گرفت و متوقف شد، تا من به درون اطاق رسيده و در پشت پرده رفتم و چون مطمئن شد كه صدايى و حركتى در مسير راهش نيست، به حضور رسول خدا ٦ مشرف گرديد و سلام كرد، رسول خدا ٦ فرمود: اى ام سلمه! آيا او را شناختى گفتم: آرى او على بن ابى طالب ٧ است. آنگاه فرمود: سرشت او سرشت من و گوشت و خون او و تمام ابعاد وجود او از وجود من نشأت يافته است، او كسى است كه به وعدههاى من، پس از من عمل خواهد كرد، اين سخن را بشنو و بر آن گواه باش. اى امّ سلمه! او مخزن علوم من و ولىّ مؤمنان پس از من است، باز سخن را تكرار نمود و فرمود: بشنو و گواه باش او بعد از من با ناكثان (اصحاب جمل) و قاسطان (معاويه و پيروانش) و مارقان (خوارج نهروان) مىجنگد. به خدا قسم او سنّت مرا زنده نگاه مىدارد، باز هم بشنو و گواه باش، سپس فرمود: اگر بندهاى خداى را هزار سال بعد از هزار سال در بين ركن و مقام عبادت كند و از آن پس خدا را ملاقات كند (از دنيا برود) در حالى كه با على دشمن باشد، خداوند او را به رو به دوزخ افكنده و در ژرفاى جهنم جاى خواهد داد.
[١] ديلمى در كتاب فردوس الأخبار، از معاذ نقل مىكند كه گفت: رسول اكرم ٦ فرمود: دوستى على بن ابى طالب، حسنهاى است كه با وجود آن گناهى زيانآور نبوده و دشمنى با او گناهى است كه با وجود آن هيچ حسنهاى سود بخش نخواهد بود.
[١]. فردوس الأخبار، ج ٢، ص ٢٢٧، شماره ٢٥٤٧؛ ينابيع المودة، ص ٩١ و ١٨٠؛ مناقب خوارزمى، فصل ٦، ص ٣٥؛ احقاق الحق، ج ٧، ص ٢٥٧ و ج ١٧، ص ٢٣٣ و ٣٣٤، باب ١٤٨.