آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٤٦ - مبحث بيستم فضائل فاطمه(س) همسر عظيم الشأن آن حضرت
ساخته و فرمود: دخترم به درستى كه خداى متعال به خشم تو خشمگين و به خوشنودى تو خوشنود است.
[١] عبد اللَّه بن مسعود گويد: رسول اكرم ٦ فرمود: در مقابل عصمت و طهارتى كه دخترم فاطمه دارد، خداى متعال عذاب دوزخ را بر ذريه او حرام كرده است.
[٢] رسول خدا ٦ فرمود: دخترم از آن روى فاطمه ناميده شد كه خداوند او و دوستانش را از عذاب و آتش بازگرفته است.
[٣] و باز رسول اكرم ٦ فرمود: زمانى كه روز قيامت فرارسد، از پشت حجابهاى
[١]. مقتل خوارزمى، فصل پنجم، ص ٥٥؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٣٥٣، ح ٤٠٣؛ مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ١٥٢؛ حلية الاولياء، ج ٤، ص ١٨٨؛ ذخائر العقبى، ص ٤٨؛ لسان الميزان، ج ٤، ص ٣٢٢؛ ينابيع المودّة، باب ٥٦، ص ٢٠٠؛ كفاية الطالب، باب ٩٩، ص ٣٦٦.
در اين روايت نكتهاى جالب وجود دارد كه بايد در آن تعمق نمود و آن اين است كه مراد از ذريه آن حضرت، همانا ذريه بلا فصل اوست شاهد بر اين مطلب، روايتى است كه شيخ صدوق در عيون اخبار الرضا ٧ باب ٥٨، ص ٢٥٧ و ما بعد آن نقل كرده كه امام رضا ٧ به برادر خود زيد النار پس از آتش زدن خانههاى بنى عباس، فرمود: اى زيد! گفتار مردم كوفه تو را مغرور ساخت كه گفتند: چون فاطمه خود را از تصور گناه و معصيت پروردگار دور نگاه داشت خداوند او و ذريّهاش را از آتش جهنم محافظت كرد!! به خدا سوگند اين ذرّيه، جز حسن و حسين و فرزندان بطنى فاطمه كس ديگرى نيست، چرا كه اگر غير از اين باشد اين موسى بن جعفر كه به اطاعت خدا همت نموده و در روز روزهدار و در شب به قيام و تهجّد به سر برده و تو كه بر عصيان و تمرد از فرمان خدا ادامه مىدهى، در روز قيامت نزد خدا يكسان باشيد، و مىبايست رتبه تو نزد او برتر باشد، زيرا تو با عصيان و او با اطاعت نزد او در يك مرتبه، قرار گرفتهايد! هرگز، هرگز چنين نيست، اين امام زين العابدين على بن الحسين است كه مىفرمايد: براى نيكوكاران ما دو رتبه و مزيّت در اجر و ثواب ملحوظ است و براى گنهكاران ما نيز دو برابر عذاب مقرر است.
[٢]. مقتل خوارزمى، فصل پنجم، ص ٥١؛ عيون أخبار الرضا ٧ باب ٣١، ح ١٧٤، ص ٥١؛ ينابيع المودّة، باب پنجاه و ششم، ص ١٩٤، ٢٤٠؛ تاريخ بغداد، ج ١٢، ص ٣٣١، شماره ٦٧٧٢؛ و احقاق الحق، ج ١٠، ص ١٦.
[٣]. مناقب ابن مغازلى، ج ٤٠٤، ص ٣٥٥؛ مقتل خوارزمى، فصل پنجم، ص ٥٥ با اختلاف و اضافات؛ مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ١٥٣؛ لسان الميزان، ج ٣، ص ٢٣٧؛ اسد الغابه، ج ٥، ص ٥٢٣؛ ينابيع المودّة، باب پنجاه و ششم، ص ١٩٩.