آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٨٢ - مبحث هشتم در اين است كه رسول اكرم
تن از اصحاب رسول اللَّه ٦ پيمان بستيم كه پس از مراجعت، نزد رسول خدا ٦ اين عمل على ٧ را به او بازگوييم! با توجه به اين كه روش مسلمانان در هر سفرى كه مىرفتند اين بود كه پس از بازگشت، نخست به حضور رسول خدا ٦ شرفياب مىشدند و پس از عرض سلام، به منازلشان مىرفتند، در اين سفر نيز پس از بازگشت، مستقيما براى عرض سلام و گزارش سفر، به حضور رسول اكرم ٦ شرفياب شديم و بر طبق پيمان قبلى، يكى از ما چهار نفر گفت، يا رسول اللَّه! على در اين سفر چنين و چنان كرد [و ما وقع را شرح داد] رسول خدا ٦ از او روى برگرداند و چيزى نفرمود! دومى آغاز به سخن كرد، پيامبر ٦ از او نيز روى برگرداند! سومى و چهارمى نيز همان سخن را تكرار كردند و با همان منظره مواجه شدند؛ پس از پايان سخنان آنها، رسول خدا ٦ در حالى كه خشم و غضب از چهرهاش آشكار بود، سه نوبت اين جمله را تكرار نمود و در هر نوبت مىفرمود:
«ما تريدون من على»
: از على چه مىخواهيد، سپس فرمود: «على از من و من از على هستم، على پيشوا و ولىّ هر مؤمن بعد از من خواهد بود.
[١] و از صحيح ترمذى [نقل شده است كه پيامبر ٦ فرمود:]
«من كنت مولاه فعلى مولاه»
: «هر كس كه من مولاى اويم، على نيز مولاى اوست.»[٢] و باز از ترمذى [نقل شده است كه رسول اكرم ٦ فرمود:] خداوند على را رحمت كند. پروردگارا! هماره حق را با على بگردان، تا هر جا كه او باشد حق نيز با او همراه و در كنار او باشد.
[١]. جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٣، حديث ٣٧١٣؛ مناقب خوارزمى، فصل چهاردهم، ص ٩٥.
[٢]. جامع الصحيح ترمذى، ج ٥، ص ٦٣٣، حديث ٣٧١٤؛ مناقب خوارزمى، فصل هشتم، ص ٥٦؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ١٧٦، حديث ١٣٨، باب ٣٦؛ مستدرك حاكم نيشابورى، ج ٣، ص ١٢٤؛ الغدير، ج ١، ص ٣٠٨؛ ترجمة امام على بن ابى طالب ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٣، ص ١٥١، حديث ١١٦٩.