آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٦٧ - جنگ حديبيه
[١]
[جنگ حديبيه]
در جنگ حديبيّة كه مسأله جنگ به قرارداد صلح منتهى شد، آن كس كه، صلحنامه را بين رسول خدا ٦ و سهيل بن عمرو تنظيم نمود و نوشت على ٧ بود، در اين جريان دو فضيلت بر فضايل آن بزرگوار افزايش يافت كه احدى با او سهيم نبود.
[٢] يكى از آن دو فضيلت اين است كه چون رسول اكرم ٦ تصميم به انجام عمره حديبيّه گرفت با جمع ياران براى محرم شدن در جحفه فرود آمد، اما در آن منطقه آبى وجود نداشت. رسول خدا ٦ به سعد بن مالك دستور داد در جهت تهيّه آب، مشكها و شتران آب كش را برداشته و در منطقه به جستجو برخيزد، سعد بن مالك پس از مدتى كوتاه برگشت و عرض كرد: يا رسول اللَّه، چون اين منطقه در تصرف دشمن است، از آوردن آب معذورم و مىترسم! پيامبر ٦ ديگرى را مأموريت داد كه آب را تهيه نمايد، او هم مانند سعد بن مالك سريعا مراجعت نمود و گفتار وى را تكرار كرد! در آن هنگام رسول خدا ٦ به على ٧ فرمان داد تا در تحصيل آب جديت نمايد، وى پس از جستجو متوجه شد كه آب در نقطهاى است كه در تصرف دشمن است، از اين رو بدون واهمه و هراس از دشمن، وارد همان نقطه گرديد و مشكها را پر از آب نمود و بر شتران بست و به حضور رسول خدا ٦ رسيد، آن جناب عمل ارزشمند على ٧ را تقدير نمود و او را به دعاى خير ياد كرد.
[٣] اما فضيلت دوم اين است كه در ضمن عقد قرارداد صلح، سهيل بن عمرو به
[١]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١٠، با اضافه اين جمله كه على ٧ فرمود: يا رسول خدا ٦ بعد از سخنى كه بين او و سهيل بن عمرو گذشت، فرمود: پس از اين كه من عرض كردم يا رسول اللَّه ٦ من قادر نيستم اسم شما را محو كنم؛ پيامبر ٦ فرمود: دست مرا بر آن بگذار و به اين ترتيب آن را محو نمود و به على ٧ فرمود: تو نيز روزى به چنين پيماننامهاى مجبور خواهى شد و به آن مصيبت اجبارا جواب مىدهى! و به اين ترتيب صلحنامه به پايان برده شد.
[٢]. كشف الغمّة، ج ١، ص ٢١٠؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ١٠٨، فصل ٣٠.
[٣]. مناقب كلابى، حديث ٢٤، در آخر مناقب ابن مغازلى، ص ٤٣٩، چنين گويد: روايت كرد مرا على بن ابى طالب ٧ كه قريش نزد پيامبر ٦ گرد آمدند ... تا آنجا كه مىفرمايد: به پيامبر گفته شد ابو بكر است؟ فرمود نه، گفتند عمر است؟ فرمود نه، ولى كسى است كه در حجره نعلين مىدوزد. مردم اين روايت را از على ٧ نپذيرفته و بعيد شمردند! آن حضرت فرمود: اما من اين را شنيدم از پيامبر ٦ كه مىفرمود: على را تكذيب نكنيد، زيرا اگر كسى على را تكذيب كند در آتش در مىافتد؛ مناقب خوارزمى، فصل چهاردهم، ص ٨٥؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد، ج ١، ص ٢٩٤، شرح خطبه ١٩؛ مناقب محمد بن سليمان كوفى، ج ٤، ص ٣٦٣؛ ذخائر العقبى، ص ٧٦؛ خصائص الوحى المبين ابن بطريق، ص ٢٤٢ شمارههاى ١٨٤- ١٨٦؛ كفاية الطالب، باب سيزدهم، ص ٩٦ با اضافات مستدرك حاكم، ج ٢، ص ١٣٧ و ج ٤، ص ٢٩٨؛ خصائص نسائى، حديث ٧٢، ص ١٣٨ با اختلاف در الفاظ؛ مسند احمد بن حنبل، حديث ٩٠، ص ٥٩؛ العمده ابن بطريق، فصل بيست و هشتم، ص ٢٢٤، حديث ٣٥٣ به بعد؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ١٠٩، باب دوم با اختلاف در لفظ و زيادات؛ الرياض النضره، ج ٢، ص ١٠٧.