آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٨٠ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
دارد؛ يهودى گفت: بنا بر اين او در زمين نيست و او در جايى وجود دارد و در جاى ديگرى موجود نيست.
ابو بكر كه از جواب عاجز مانده بود، به وى پرخاش نموده گفت: اين سخن گفته زنادقه است، از من دور شو! و اگر نه تو را مىكشم! دانشمند يهودى در حالى كه مجلس را با تعجب و شگفتى ترك مىكرد اسلام را به مسخره گرفت، در آن بين على ٧ او را ملاقات نموده فرمود: به آنچه در بين تو و ابو بكر گذشته اطلاع يافتم، جواب سؤال تو اين است: ما مىگوييم، خداى متعال تعيينكننده زمانها و مكانهاست و او به مكانها و زمانها وجود داده و برتر از آن است كه در زمانى دون زمانى و مكانى دون مكانى قرار گيرد. او در هر مكان هست اما نه در حيّز مجاورت و محاسّة و علم او به همه اشياء احاطه دارد، چيزى نيست كه از احاطه تدبير او بيرون باشد و موجودى نيست كه از تحت قدرت قاهره او خارج و از فيض فيّاضيّت او محروم باشد. هم اكنون تو را به آنچه در كتابى از كتابهاى شما كه گفتار مرا تصديق نمايد آگاه خواهم نمود، آيا در اين صورت با شناختى كه از حقيقت خواهى يافت آن را مىپذيرى و به آن ايمان مىآورى؟
آن مرد گفت: آرى، على ٧ فرمود: آيا در بعضى از كتابهاى خود نيافتهايد كه روزى موسى بن عمران ٧ نشسته بود، ناگهان فرشتهاى از مشرق نزد او حضور يافت، حضرت موسى به او فرمود از كجا مىآيى؟ گفت: از نزد پروردگار عالم، سپس فرشته ديگر از مغرب آمد، موسى از او پرسيد از كجا مىآيى؟
گفت: نزد خداوند متعال، فرشتهاى ديگر آمد و موسى ٧ از او پرسيد از كجا آمدهاى؟ گفت: از آسمان هفتم و از نزد خداى متعال آمدهام؛ چهارمين فرشته كه به نزد موسى آمد گفت: از هفتمين طبقه زمين و از نزد خدا مىآيم، در آن هنگام موسى فرمود:
منزّه است خداى متعال از اين كه جايى از وجود او خالى باشد و هيچ مكانى به او نزديكتر از مكانى ديگر نبوده و نخواهد بود. مرد يهودى، زبان به شهادت گشوده و گفت: اين سخن، حق تو است و ترديدى در آن وجود ندارد، گواهى مىدهم كه خلافت و جانشينى پيامبر اسلام ٦ حق مسلّم توست، امّا ديگرى بر آن سلطه و استيلا يافته است.