آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٥٨ - جنگ احد
خود را سپر رسول خدا ٦ قرار مىداد، در آن هنگام كه رسول خدا ٦ بر اثر هجوم وحشيانه دشمن سخت فرسوده و به حال اغماء در آمده بود، ديده را گشود و جز على ٧ از يارانش كسى را نديد و فرمود: يا على، اين مردم چه كردند و به كجا رفتند؟ عرض كرد: يا رسول اللَّه! آنها پيمان را شكسته و با فرار از صحنه جنگ، به دامن كوه پناه بردند! رسول خدا ٦ فرمود: على! اين گروه ددمنش را كه به من هجوم آوردهاند، دفع كن.
على ٧ حمله سختى آغاز نمود و همه را متفرق ساخت و به سوى پيامبر ٦ بازگشت ناگهان از سوى ديگر هجوم آوردند كه باز هم با مقاومت بىنظير، حمله آنها را در هم شكست.
[١] فراريان با اين كه هجوم دشمن را به رسول خدا ٦ مىديدند، جز چهارده تن كه برگشتند، بقيه به كوه پناه بردند.
[٢] در آن هنگام خبر ناگوارى كه دلها را از جاى بركند، يعنى خبر شهادت رسول خدا ٦ در مدينه منتشر شد.
[٣] هند دختر عتبه كه نزديكانش را در جنگ بدر از دست داده بود با وحشى قرار داد نمود كه اگر پيامبر ٦ يا على ٧ و يا حمزه را بكشد مبلغ فراوانى در اختيار وى بگذارد. وحشى با قبول قرار داد گفت: اما از قتل محمّد صرف نظر كن زيرا راهى به كشتن او ندارم به اين خاطر كه اصحابش مانند نگين او را در بين خودشان قرار داده و از او حراست مىكنند و اما على نيز حيلهاى در كارم نمىبينم، چرا كه در هنگام جنگ از هر
[١]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٧٤، باب دوم، فصل ٢٢؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٣؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٨٣.
[٢]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٧٤، باب دوم، فصل ٢٢؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٣؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٦٣.
[٣]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٧٤، باب دوم، فصل ٢٢، با اندك تفاوتى در بعضى الفاظ؛ كشف الغمّة، ج ١، ص ١٩٣؛ بحار الانوار، ج ٢٠، ص ٨٣ و ٥٥ با اندك اختلافى در لفظ.