آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٠ - مبحث سوم اخبار غيبى
هدايتشدگان و پيشواى پيشوايان آنها را همچنين به شما معرفى خواهم نمود] در آن ميان مردى از جا برخاست با تمسخر و استهزاء گفت: اگر اطلاعات تو تا اين حدّ وسيع است، بگو چند تار مو در سر و صورت من وجود دارد؟ آن حضرت فرمود: به خدا سوگند، دوست و محبوبم رسول خدا ٦ مرا به اين پرسش تو خبر داد و آگاه نمود، اكنون سر بسته جواب تو را بگويم كه بر هر تار مويى كه بر سر دارى، فرشتهاى وجود دارد كه تو را لعنت مىكند و بر هر تار مويى كه در صورت تو (لحيهات) موجود است، شيطانى وجود دارد كه تو را به كارهاى بد تحريك مىنمايد و بدان كه در خانه تو سخلى (برّه بزغالهاى) است كه در آينده نه چندان دورى فرزند رسول خدا ٦ را خواهد كشت اگر جواب اين پرسش تو، مشكلى را ايجاد نمىكرد، انگيزه و علت اساسى اين سؤالت را مطرح مىكردم، امّا نشانه برهان غير مذكور تو، همان اطلاعى است كه در باره تو و فرزند ملعونت بيان نمودم.
در آن زمان كه او اين سؤال را طرح نمود، فرزندش كودكى بيش نبود و ديرى نگذشت كه در جريان حادثه كربلا فرمانده سپاه يزيد گرديد و به قتل حسين ٧ اقدام نمود! مترجم گويد، اين سئوالكننده سعد بن ابى وقاص بود و شگفت اين كه اين مردم نادان تا چه حدّ از حقايق بىخبر بودند و توفيق نيافتند از فيض بزرگ الهى بهرهمند گردند. از اين بالاتر كه سخنان پرارج آن حضرت را با تمسخر و استهزا، بىارزش جلوه مىدادند؛ نمونهاش همين انسان نادان است كه نه خود از درياى علم مولا بهره برد و نه گذاشت كه ديگران بهرهمند شوند و بدين گونه جلسه را ناتمام به پايان برد.
على ٧ همان گونه كه اشاره فرمود، مىخواست او را رسوا كند، اما سربسته هويّت وى را بر مردم آشكار ساخت، تا در آينده دور يا نزديك مردم بيدار دل فريب اين گونه مردم ظاهر ساز را نخورند.