آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٦٥ - مبحث ششم در باره وجوب محبت و دوستى با آن حضرت
[١] و از عبد اللَّه بن مسعود نقل شده است كه گفت: از رسول خدا ٦ شنيدم كه مىفرمود: هر كس به اين باور باشد كه به من و آنچه از جانب خدا به آن مأمورم، ايمان آورده است، امّا با على دشمنى ورزد، او در اين گمان خويش دروغگوست و بهرهاى از ايمان نخواهد داشت.
[٢] و از ابى برزه نقل شده است كه گفت: رسول خدا ٦ در يكى از روزها در حالى كه در محضرش بوديم فرمود: به خدايى كه جانم در تحت قدرت اوست سوگند ياد مىكنم كه در روز قيامت، هيچ بندهاى، گام از گام برنمىدارد، مگر اين كه خداى متعال، در مورد چهار چيز از او پرسش مىكند: از عمرش كه در چه چيز سپرى كرد و از بدنش كه در چه كارى فرسوده نموده است و از مال و ثروتش كه از كجا به دست آورده و در كجا مصرف نموده است و از محبت اهل البيت؟! در آن حال عمر از جا برخاست و گفت: علامت و نشانه محبت شما در چيست؟ پيامبر ٦ در حالى كه دست مباركش را بر سر على مىنهاد و او در كنارش جاى داشت، فرمود: دوستى با من پس از وفاتم، محبّت به اين بزرگ مرد است و اطاعت از او اطاعت از من و مخالفت با او مخالفت با من مىباشد.
[٣] و از عبد اللَّه بن عمر نقل شده است كه گفت: از رسول خدا ٦ پرسيدند كه خداى متعال، در شب معراج با چه لغت و زبانى با تو سخن گفت، فرمود: به لغت و زبان على، مرا مخاطب ساخت! در آن حال الهام شدم كه بپرسم خدايا! تو با من سخن مىگويى يا على با من صحبت مىكند؟ خداوند فرمود: اى احمد! حقيقت من غير از اشياى ديگر است! نه با مردم قياس مىشوم و نه با چيزهاى مشابه توصيف مىگردم! من تو را از نور
[١]. مناقب خوارزمى، فصل ششم، ص ٣٥؛ احقاق الحق، ج ٦، ص ٥٤٩.
[٢]. مناقب خوارزمى، فصل ششم، ص ٢٥، مقتل الحسين خوارزمى، ص ٤٢؛ مجمع الزوائد، ج ١٠، ص ٣٤٦؛ احقاق الحق، ج ٧، ص ٢٣٥.
[٣]. مناقب خوارزمى، فصل ششم، ص ٣٧.