آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٤٠ - مبحث اول در ايمان آن حضرت است
است كه از مردان، به خدا و رسولش ايمان آورد و در اين سخن ترديد نيست، چرا كه اندازه يك چشم به هم زدن به خدا شرك نياورد و بتى را سجده نكرد، او كسى بود كه بتها را از بالاى خانه كعبه معظمه در آن هنگام كه پا به شانه رسول خدا نهاد و بر بام كعبه رفت، سرنگون نمود.
[١] احمد بن حنبل در مسند از ابى مريم از على ٧ نقل كرده كه فرمود: من و رسول خدا ٦ به مسجد الحرام رفتيم، چون به كعبه رسيديم پيامبر ٦ به من فرمود:
بنشين، نشستم، در آن حال پا بر شانه من گذاشت تا او را به بام كعبه بلند كنم، بر اثر سنگينى و ثقل نبوّت توان از جاى برخاستن در خود نديدم، چون مرا به اين حال ديد، پا از شانهام برداشت و بر زمين نشست و به من دستور داد، بر شانه او بالا روم، فرمان او را اطاعت نمودم آن حضرت مرا طورى بلند كرد كه اگر مىخواستم به آسمان پرواز كنم، مىتوانستم در آن هنگام، پا بر بام كعبه نهادم، ديدم تمثال بتى كه از مس يا سرب ساخته شده بود در آنجا وجود دارد، آن را از هر سو حركت دادم، تا از جاى كنده شد، پيامبر ٦ فرمود: آن را بر زمين پرتاب كن، آن را با شدت به زمين انداختم كه مانند شيشه، شكسته و ريز ريز گرديد، سپس از بام كعبه فرود آمدم و با رسول خدا ٦ با شتاب هر چه تمامتر از مسجد الحرام خارج شديم چون خانههاى اهل مكّه را ديديم بر سرعت و شتابمان افزوديم كه مبادا كسى از اهالى مكه ما را ببيند.
[١]. مسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ٨٤، ١٥١ با عبارات مختلف؛ خصائص نسائى، ص ٢٢٥، شماره ١٢٢، با اندك اختلافى در عبارات، چاپ بيروت و در چاپ مصر، ص ٣١؛ كشف الغمّة، ص ٨١، چاپ تبريز؛ ذخائر العقبى محب طبرى، ص ٨٥؛ تذكرة الخواص، ص ٣٤؛ كنز العمّال، ج ١٣، ص ١٧١، حديث ٣٦٥١٦؛ مناقب مغازلى، ص ٢٠٢؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ٦٨؛ ينابيع المودّة، ص ١٣٩ و ٢٥٤ با مناقب خوارزمى، ص ٧١ فصل يازدهم؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٢٤٩، شماره ١٩٣؛ كفاية الطالب، ص ٢٥٧؛ الغدير، ج ٩، ص ٩ از چهل يك نفر از اعلام و ائمه حديث با ذكر سند هر حديث.