آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٣ - مبحث سوم اخبار غيبى
مردم جلوس كرده بود، فرمود: از سوى كوفه يك جمعيت هزار نفرى نه يك تن زياد و نه كم، به جانب شما خواهند آمد و با من تا آستانه مرگ بيعت خواهند نمود [يعنى بيعت واقعى، بيعت اين گروه است و نه بيعت ديگران، به اين دليل كه بيعتكنندگان امروز، جز رياست و اندوختن مال و به دست گرفتن قدرت در پوشش بيعت با من انگيزه ديگرى ندارند].
ابن عباس [كه شاگردى دل باخته و فداكارى سر از پا ناشناخته بود و در عين حال با دقت جوانب امور را مىنگريست] گويد: از تعيين عدد (يك هزار نفر) بدون كم و زياد قلبم به هراس و طپش افتاد كه نكند از اين جمعيت يك نفر كم يا زياد باشد و در اين بين منافقان كوردل زبان به طعن بگشايند و او را تكذيب كنند به همين خاطر واردين را يكايك شماره نموده، تا عدد آنها به نهصد و نود و نه نفر رسيد سپس تعداد جمعيت به پايان رسيد كم شدن يك نفر از آنان بر من گران آمد و هالهاى از اندوه و تفكر مغزم را فراگرفت [با خود گفتم آيا ممكن است پيشوايى راستين مانند على ٧ خلاف گفته باشد] در اين بين ديدم شخصى از دور پيدا شد و همين كه نزديك گرديد، ديدم او اويس قرن است كه با او عدد مذكور (يك هزار نفر) كامل گرديد.