آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٩٤ - مبحث سوم اخبار غيبى
[١] و از جمله اخبار غيبيه آن حضرت، خبر كشته شدن ذو الثديه خارجى به مردم، در جنگ نهروان است كه پس از خاتمه جنگ او را در بين كشتگان مىجست و مىفرمود: به خدا سوگند دروغ نگفته و تكذيب نشدهام، و او به قتل رسيده، پس از اندك زمانى او را در بين كشتگان يافتند، على ٧ براى اطمينان خاطر ديگران كه علامت و نشانه او را ببينند، پيراهن او را از بالا، دو قسمت كرد، بر شانه او يك برآمدگى، همانند پستان زن كه داراى چند تار مو بود وجود داشت. اگر اين برآمدگى كشيده مىشد كتفش نيز به همراه آن كشيده مىشد و اگر رها مىگرديد، كتف وى نيز به جاى خود برمىگشت.
[٢] يكى ديگر از اخبار غيبى آن حضرت، اين است كه جندب بن عبد اللَّه ازدى گويد: يك نفر اسب سوار كه وضعيت جبهه را به على ٧ گزارش مىكرد نزد او آمد و عرض كرد: جمعيت خوارج از رود نهروان عبور نمودهاند، آن حضرت فرمود: آنها از
[١]. مروج الذهب، ج ٢، ص ٤٠٦ اين روايت را به اين شرح نقل نموده: على ٧ گروهى را فرمان داد تا« محدج» را پيدا كنند آنان پس از جستجو، به او دست نيافته و نتيجه مأموريت را به على گزارش كردند على ٧ در حالى كه از نيافتن جسد مخدج اندوهناك بود، در ميان كشتگان حاضر گرديد و دستور داد در آنجايى كه كشتگان روى هم انباشته شده بود، بگردند و آنها را عقب بزنند. پس از انجام دستور، جسد او را زير اجساد كشتگان يافتند، على ٧ تكبير گويان فرمود: هيچ گاه بر پيامبر ٦ دروغ نبستم! زيرا رسول خدا ٦ اين شخص را با توصيفاتى كه گفته خواهد شد، به من معرفى كرده بود، او يك دستش ناقص است، چرا كه استخوانى ندارد و به جاى آن قطعه گوشتى مانند پستان زن كه داراى پنج يا هفت تار مو كه سر آنها برگشته بر نك آن جاى دارد، قرار گرفته است.
سپس فرمود: بدن او را نزد من آوريد وقتى بدن را نزد آن حضرت بردند به بازويش نگاه كرد و ديد قطعه گوشتى بر شانه او جاى دارد كه بر آن چند تار موى سياه است. اگر آن گوشت كشيده مىشد آن كشش تا شكم و دست ديگرش امتداد پيدا مىكرد و اگر آن را رها مىكردند به حالت اوّل يعنى به سر شانه او برمىگشت، على ٧ با ديدن آن صفاتى كه رسول خدا ٦ به آن حضرت خبر داده بود از مركب فرود آمد و سجده به جاى آورد و خداى را سپاسگزارى كرد.
نك: الكامل ابن اثير، ج ٣، ص ٣٤٧؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ٣١٧، باب سوم، فصل ٦١؛ بحار الانوار، ج ٤١، باب ١١٤ و ج ٢، ص ٢٨٣، تاريخ بغداد، ج ١، ص ١٩٩، شماره ٣٨.
[٢]. تاريخ بغداد، ج ١، ص ١٩٩، شماره ٣٨؛ فضائل الخمسة، ج ٢، ص ٢٥٤؛ مجمع الزوائد، ج ٦، ص ٢٤١؛ مروج الذهب، ج ٢، ص ٤٠٥ با اختلاف اندكى در لفظ؛ الكامل ابن اثير، ج ٣، ص ٣٤٥؛ ارشاد شيخ مفيد، ج ١، باب سوم، فصل ٦٢، ص ٣١٨.