آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ١٢٧ - بحث هفتم در ديانت، پارسايى و استجابت دعاهاى آن حضرت
فرمود: اگر نه اين بود كه جماعتى از امّتم آنچه را كه نصارا در باره عيسى بن مريم گفتند، در باره تو بگويند هر آينه سخنى در رفعت مقام تو مىگفتم كه از اين پس هر گاه بر اجتماعى بگذرى آنها خاك كفشت را به عنوان تبرك گرفته و توتياى چشم خود كنند و زيادى آب وضوى تو را درمان درد خود سازند، اما بنا بر مصلحتى، اين سخن را نخواهم گفت! ولى در فضيلت و برترى تو بر ديگران همين بس كه تو از منى و من از تو هستم و من از تو ارث مىبرم و تو وارث من خواهى بود. منزلت تو نزد من منزلت هارون نزد موسى است؛ مگر مسأله نبوت كه كسى با من سهيم و شريك نيست و پس از من پيامبرى نخواهد بود.
يا على! تو دين مرا ادا خواهى كرد و با دشمنان اسلام بعد از من قتال خواهى نمود، تو در روز قيامت، از همه مردم به من نزديكترى و در آن روز در كنار حوض كه مقام اجتماع مردم است، جانشين من بوده و منافقان را طرد مىكنى! نخستين كسى كه در كنار حوض مرا ديدار مىكند و اولين فردى از امّتم كه به بهشت گام مىنهد تو هستى.
شيعيان و پيروان تو در روز قيامت، از حوض كوثر سيراب خواهند شد و با صورتهاى نورانى و درخشان نزد من مىآيند و من آنها را شفاعت مىكنم و همسايگانم در بهشت خواهند بود. و دشمنان تو در قيامت از تشنگى بسيار بيتاب و صورتهايشان سياه و چروكيده است. يا على! دشمنى با تو دشمنى با من و دوستى با تو دوستى با من است، فاصله پنهانى و آشكارا بين من و تو وجود ندارد، آنچه در سينه من نهان است و به آن آگهى دارم در سينه تو نيز وجود دارد. فرزندان تو حقيقتا فرزندان مناند، تو باب علم منى كه هر كس خواهان آن باشد بايد از زبان تو بشنود، گوشت تو از گوشت من و خونى كه در عروق و شريان تو جارى است بدون هيچ گونه تفاوت، در عروق جان من جريان دارد.