آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٨ - بخش پنجم توسل آدم به او كه در تورات مكتوب است
على در پيشگاه پروردگار، نورى بوديم كه بر جهان آفرينش پرتو افكنده بوديم و اين نور چهارده هزار سال پيش از خلقت آدم، خداى را تسبيح و تقديس و در آن هنگام كه خداى متعال، آدم را آفريد اين نور، به صلب او انتقال يافت و در فاصله طولانى بين ما و آدم، در اصلاب طاهره، با هم بوديم، تا در صلب عبد المطلب به دو جزء، يكى من و ديگرى على، از يك ديگر جدا شديم.
[١] حديث ديگرى از سلمان نقل شده است كه رسول خدا ٦ فرمود: من و على نور واحدى در پيشگاه الهى بوديم، چهارده هزار سال، پيش از آفرينش آدم؛ پس آن هنگام كه خداوند آدم را آفريد، اين نور را در صلب او قرار داد، سپس از صلب وى دو قسمت گرديد قسمتى از آن به صلب عبد اللَّه و قسمت ديگر به صلب ابو طالب منتقل گرديد، پس على از من و من از على هستم، گوشت او گوشت من و خون او خون من است، از اين رو هر كس على را دوست مىدارد به محبت من، او را دوست داشته و هر كس با او دشمنى ورزد، علتش آن خصومتى است كه با من در دل دارد.
بخش پنجم توسل آدم به او كه در تورات مكتوب است.
[٢] خوارزمى از ابن عباس بازگو نموده كه از رسول اكرم ٦ در باره كلماتى كه آدم
[١]. مناقب خوارزمى، ص ٨٨؛ مقتل خوارزمى، ص ٥٠.
[٢]. اين حديث را در مناقب نيافتم، امّا در كتب سلف وجود دارد، مانند: درّ المنثور، ج ١، ص ٦٠؛ برهان، ج ١، ص ٨٦ و ٨٩ به شماره ٢ و ٥، دريافت كرد و به وسيله آنها توبه نمود؛ ص ٣٧٩ فصل ٣٦، حديث ٧٤٥، مناقب ابن مغازلى، ص ٦٣، شماره ٨٩؛ ينابيع المودة، باب ٢٤، ص ٩٦؛ احقاق الحق، ج ٢، ص ٩٦٠ و ج ٩، ١٠٤ و ١٠٦ و ج ١٤، ص ١٤٨.