آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٣٠٢ - مبحث يازدهم حديث منزلت و يگانگى على(ع) با پيامبر
موسى باشد با اين تفاوت كه نبوّت به من ختم مىشود و پيامبرى پس از من نخواهد آمد.
ويژگى دوم آن است كه در روز خيبر، از رسول اكرم ٦ شنيدم كه مىفرمود: هر آينه پرچم افتخار آفرين اسلام را به دست مردى مىدهم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول نيز او را دوست مىدارند! در آن روز جمعى از ياران كه من نيز در بين آنها بودم، در انتظار احراز اين مقام و منزلت والا بوديم و گردنها را كشيده و به صورت پيامبر ٦ نگاه مىكرديم، شايد اين مقام نصيب ما گردد! در آن حال رسول خدا ٦ فرمود: على را فراخوانيد! على ٧ در حالى كه چشم درد داشت به حضور شرفياب شد، پيامبر ٦ نخست آب دهان را بر ديده وى ماليد و در حال بهبود يافت، سپس علم را به او سپرد و على ٧ با پيروزى كامل به سوى رسول خدا ٦ بازگشت.
ويژگى سوم اين است كه در روز مباهله خداى متعال، على را نفس پيامبر ٦ معرفى نمود و فرمود: «نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَكُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَكُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ»:[١] (بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فراخوانيم) و پيامبر ٦ على ٧ و فاطمه ٣ و حسن و حسين ٨ را فراخواند، سپس فرمود: خداوندا! اينها خاندان و اهل بيت من هستند.
[٢] خوارزمى در مناقب، از جابر بن عبد اللَّه نقل نموده كه گفت: من و جماعتى از صحابه پيامبر ٦ در مسجد به پهلو خوابيده بوديم كه ناگهان رسول اكرم ٦ در حالى كه شاخه بىبرگى از نخل، در دست داشت به مسجد وارد شد و بر خوابيدن ما در مسجد اعتراض نمود و ما در حالى كه على ٧ نيز همراهمان بود وحشتزده فرار كرديم! رسول اكرم ٦ فرمود: اى على! بيا، زيرا هر چه را كه در مسجد براى من حلال است براى تو نيز حلال است، آيا خوشنود نيستى به اين كه منزلت تو نسبت به من به منزله هارون
[١]. سوره آل عمران( ٣)، ٦١.
[٢]. مناقب خوارزمى، فصل نهم، ص ٦٠؛ كفاية الطالب، باب هفتادم، ص ٢٨٤؛ ذيل احقاق الحق، ج ٤، ص ٢٦٦.