آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٦٤ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
[١] و از عايشه نقل است كه گفت: على ٧ از همه مردم به سنّت پيامبر ٦ عالمتر و آگاهتر است.
[٢] و از مناقب ابى المؤيد، از ابن عباس نقل نموده كه گفت: عمر در سخنرانى خود گفت: على از ما همه به داورى آگاهتر و بينشش در اين امر بيشتر است.
دليل هشتم [برترى علمى على ٧ از ساير مردم] آنكه مبادى و اساس همه علوم به آن حضرت باز مىگردد، چرا كه او پايههاى دين را بنيان و استوار ساخت و احكام شريعت را بيان نمود و مطالب علوم عقلى و نقلى را تقرير و تثبيت كرد. اما علم فقه، كه بديهى است پايه و اساس آن به آن حضرت استناد دارد، زيرا همه فقها در مسائل فقهى، به او رجوع مىكنند، امّا انتساب اماميه به آن حضرت روشن است و نيازى به استدلال ندارد، چرا كه دانشمندان و فقهاى اماميّه دانش خود را از وى و اولاد معصومش گرفتهاند و اما حنفيها كه بزرگ آنها ابى يوسف و محمد است، رشته دانش فقهى خويش را از ابو حنيفه گرفتهاند كه او شاگرد امام صادق ٧ و آن حضرت شاگرد پدر بزرگوارش باقر العلوم ٧ و او شاگرد پدرش امام سجاد ٧ است و او اندوختههاى علمى خود را از پدرش حسين ٧ و او از پدرش امير المؤمنين ٧ گرفته است و اما شافعيان، فقهشان را از شافعى و او از محمد بن الحسن
[١]. ترجمة امام على ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٣، ص ٦٢، حديث ١٠٨٧ و بعد از آن مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٤٦؛ ينابيع الموده، ص ٢٨٦؛ اسد الغابة، ج ٤، ص ٢٢؛ الاستيعاب ابن عبد البرّ، در حاشيه الاصابة، ج ٣، ص ٤٠؛ الرياض النضرة، ج ٣، ص ١٥٩؛ فضائل الخمسة، ج ٢، ص ٢٧٤؛ كنز العمال، ج ٤، ص ٣٤٣.
[٢]. مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٤٧؛ ترجمة امام على ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٣، ص ٣٦، شماره ١٠٦٣، ١٠٧١؛ مسند احمد بن حنبل، ج ٥، ص ١١٣؛ ينابيع المودة، ص ٢٨٦؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ٦٠؛ اخبار قضات ابن وكيع، ج ١، ص ٨٨ و ٨٩؛ مستدرك حاكم، ج ٣، ص ٣٠٥؛ حلية الاولياء، ج ١، ص ٦٥؛ الاستيعاب، ج ٢، ص ٤٦١؛ طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ١٠٢؛ فضائل الخمسة، ج ٢، ص ٢٦٢؛ الرياض النضره، ج ٢، ص ١٩٨ و در ج ٣، ص ١٦٧؛ الاستيعاب ابن عبد البرّ، در حاشيه الاصابة، ج ٣، ص ٣٩.