آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٢٢٦ - مبحث ششم پارهاى از سخنان آن حضرت
در اين ميان اگر امرى مشتبه، براى او پيش آيد، بىدرنگ سخنانى بىارزش و كهنه را از خود ساخته و براى رفع آن شبهه به كار مىبندد و قاطعانه مىگويد سخن حق همين است كه من مىگويم، در حالى كه سخنان او از تار عنكبوت ضعيفتر و فرومايهتر است و نمىداند كه آيا به حق قضاوت كرده يا بر باطل، [اين قدر به خود مغرور است كه] به غير از بافته خود به چيزى معتقد نيست و مذهبى غير از مذهب خود باور ندارد و اگر رأى خود را با رأى ديگرى بسنجد به رأى خود صحه گذارده و آن ديگرى را تكذيب مىكند و اگر در حلّ مطلبى فروماند آن را مكتوم نگهداشته و بازگو نمىكند، چرا كه مىداند جاهل است و اين كتمان براى اين است كه مردم نگويند او نمىداند، سپس بدون آشنايى به حلّ مشكل در توجيه آن مىكوشد. اين انسان نادان، با ضعف بينش كه در امور دارد، تا عمق راههاى تاريك قدم مىنهد، تا به شهوات نفسانيش دست يابد. ديوانهوار در جهالتها و نادانيها مىغلطد و هيچ وقت از آنچه را كه نمىداند عذر نخواسته و پوزش نمىطلبد تا سالم بماند و هيچ گاه در داوريش احتمال خلاف نمىدهد، تا دست كم از گفته ديگرى بهرهمند گردد، روايات و أحاديث را همانند تندبادى كه علفهاى خشك را از جاى مىكند، به اين طرف و آن طرف پرتاب مىكند؛ اينجاست كه بر اثر داوريهاى جاهلانه، درسهاى به ناحق گرفته شده از عمل او مىگيرند و خونهاى پايمال شده فرياد مىزنند، و عرض ناموس كه حرام است و به حكم او حلال شده و بر عكس حلالى كه به گفته او حرام گرديده است به آواز بلند او را مجرمى جنايتكار مىنامند اين شخص نه بر افراط كاريش پشيمان و نه از مهالكى كه بر او وارد مىشود جان به سلامت مىبرد.
اى مردم! بر شما باد كه از اطاعت و رهنمود رهبرانى كه هيچ عذرى در نشناختن آنها، از شما پذيرفته نيست، سرپيچى نكنيد [زيرا شناخت آنها به عنوان رهبرى و كسب معارف الهى بر شما لازم و واجب است] به اين علت كه آن دانشى كه با آدم به صحنه گيتى، نازل گرديد و آنچه را كه همه پيامبران از آدم تا خاتم الأنبياء بر آن برترى يافتند، همه در عترت پيامبر شما جمع است [با توجه به مقام عترت رسول خدا ٦ كه در بين شما حضور فعال در جهت نشر معارف الهى دارند] به كجا مىرويد؟ [و به جاى انتخاب