آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٧٦ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
صاحبان آن دو، براى داورى نزد ابو بكر رفتند و مسأله را با او در ميان نهادند، وى گفت:
حيوانى حيوانى را نابود كرده است در اين صورت چيزى بر مالك حيوان كشنده نيست! آن دو نفر مسأله را به عمر ارجاع دادند، وى نيز مانند ابو بكر حكم نمود، سپس مسأله را با على ٧ بازگو كردند، وى فرمود: اگر گاو به جايگاه الاغ رفته و آن را از بين برده است، بايد مالك گاو، قيمت الاغ را به مالك الاغ بدهد و اگر الاغ به جايگاه گاو رفته و گاو آن را كشته است، غرامتى بر مالك گاو نيست، رسول خدا ٦ با اطلاع از جريان، فرمود:
تحقيقا على بن ابى طالب به قضاوت الهى در بين شما حكم نموده، و ترديدى در اين داورى وجود ندارد.
[١] قضاوت ديگرى از على ٧ در مورد پرسش دو زن است كه در مورد كودكى نزاع داشتند و هر يك از آنها مدعى بود كه كودك از آن اوست و براى رفع نزاع به حضور على ٧ رسيدند، حضرت نخست آنها را اندرز داد، تا هر يك كه ادعايش بىاساس است از آن صرف نظر نمايد، امّا آن دو بر گفته خويش اصرار داشتند و ادعاى ديگرى را باطل
[١]. ارشاد شيخ مفيد، ج ١، ص ١٩٦، باب دوم، فصل پنجاه و نهم و در روايت ديگرى به اين شرح است كه اين نزاع، در خلافت عمر اتفاق افتاد و هر يك از آن دو زن بدون بيّنه ادعاى آن كودك را داشتند و غيرى با آنها در اين امر نزاعى نداشت، عمر از حلّ اين مشكل ناتوان مانده و به على ٧ پناه آورد، على ٧ آن دو زن را احضار نمود، نخست آنها را موعظه نمود، شايد با ارشاد و اندرز، مطلب حلّ شود، اما آن دو همچنان به نزاع و اختلاف دامن زده و بر ادعاى خويش اصرار داشتند، چون آن حضرت پافشارى آن دو را ملاحظه نمود، دستور داد ارهاى را حاضر كنند، آن دو زن با وحشت، اضطراب پرسيدند چرا؟ فرمود: مىخواهم كودك را دو نصف كنم و به هر يك از شما نيمهاى از آن بدهم، با شنيدن اين سخن از مولا، يكى از آن دو خاموش شد امّا ديگرى فرياد زد خدا خدا، يا على اگر بناست اين طفل به اين حال درآيد، من بهرهام را به او بخشيدم و ابدا با او نزاعى نخواهم داشت، على ٧ در آن هنگام تكبير گفت و فرمود: اين كودك از آن تو است و آن ديگرى در ادعايش كاذب است، چرا كه اگر اين طفل از او بود مانند تو قلبش رقّت مىگرفت و به اين عمل راضى نمىشد، در آن زمان بود كه آن زن ديگر سخنش را بازستانده و به حق مادر آن كودك اعتراف نموده و نزاع پايان يافت، عمر از مشاهده اين داورى شگفتانگيز، شادمان گرديد و براى على ٧ دعا كرد.