آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٧١ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
است كه اعتراف مستند: به زندانى نمودن، تهديد كردن و به زنجير بستن اعتبار نخواهد داشت. عمر فورا آن زن را رها نمود، سپس گفت: مادران از زاييدن كسى چون على ناتوان و عاجزند، آرى اگر على نبود، عمر هلاك مىشد.
[١] و از مناقب ابى المؤيّد نقل است كه عمر براى مردم سخنرانى مىكرد و مىگفت:
اگر روزى فرارسد كه شما را از خوبيها به بديها سوق دهيم چه خواهيد كرد؟ و اين جمله را سه بار تكرار نمود، امّا كسى او را جواب نداد [گو اينكه مىخواست به مردم بفهماند كه قدرت بىچون چرا، در اختيار من است و از سكوت مردم همين را استفاده كند] در آن حال على ٧ از بين جمع حاضر برخاست و فرمود: در آن هنگام تو را توبه داده و به حق باز مىگردانيم و به عبارت ديگر مىگوييم حرفت را پس بگير اگر پذيرفتى كه چه بهتر.
عمر گفت: اگر توبه نكنم؟ فرمود با شمشير قانون گردنت را خواهيم زد؛ عمر گفت:
خداى را سپاسگزارم كه در اين امّت كسى را قرار داد كه در كجرويها ما را به حق هدايت نموده و راه راست را به ما نشان خواهد داد.
[٢] سعيد بن مسيّب گفت: از عمر شنيدم كه مىگفت: بار الها در آن مسأله مشكل و
[١]. مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٥٢، در اين مصدر اين جمله موجود است.
ُ قال محمد فسكتوا فقال ذلك ثلاثا، فقام على ٧ فقال يا عمر
و نيز در مصدر مذكور به اين صورت آمده كه عمر گفت: ان لم أتب؟ قال اذن نضرب؛ كشف الغمة، ج ١، ص ١١٨.
[٢]. مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٥١؛ مقتل خوارزمى، ج ١، ص ٤٥؛ طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ١٠٢، چاپ ليدن و ص ٣٣٩، چاپ بيروت؛ العمده ابن بطريق، ص ٢٥٧، حديث ٤٠١ فضائل الصحابه احمد بن حنبل، ج ٢، ص ٦٤٧، حديث ١١٠٠؛ نور الابصار، ص ٧٩؛ الاستيعاب ابن عبد البر، در حاشيه الاصابة، ج ٣، ص ٣٩؛ الاصابه ابن حجر، ج ٢، ص ٥٠٩؛ أنساب الاشراف، ج ٢، ص ٩٩، حديث ٢٩ و ج ١، ص ٣١٤؛ ترجمة امام على ٧ من تاريخ دمشق، ابن عساكر، ج ٣، ص ٥٠، حديث ١٠٧٩؛ تذكرة الخواص، ص ١٣٤؛ كفاية الطالب، فصل ٥٧، ص ٢١٧؛ الفصول المهمة، ص ٣٥؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ٢١٠؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٣٤٤، حديث ٢٦٦ و ٢٦٧، باب ٦٤؛ الرياض النضره، ج ٣، ص ٦١.