آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٧٠ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
شنيدن اين حديث، زن را رها نموده و او را حدّ نزد.
[١] روزى عمر در سخنرانى خود گفت: هر كس مهر دخترش را از حدّ معمول و متعارف بالاتر قرار دهد، آن زيادى را به بيت المال برمىگردانم! زنى از جمع حاضران برخاست و بر وى ايراد گرفته و گفت: چگونه ما را از موهبتى كه خداوند در قرآن كريم، براى ما قرار داده، منع مىكنى؟ خداوند متعال در سوره نساء، آيه ٢٠ مىفرمايد: اگر زنى را به ظرفيت يك قنطار، مهر بستيد، چيزى از آنها نستانيد، عمر از گفته خود نادم شده و گفت، همه مردم از عمر داناتر و به احكام دين آشناترند حتى زنان پردهنشين.
[٢] و نيز زنى را كه متهم به زنا بود، نزد عمر آوردند، وى بدون درنگ، دستور داد تا او را رجم كنند! على ٧ پيش از اجراى حكم در محل حضور يافت و فرمود: چرا اين زن بايد رجم شود و تقصير او چيست؟ جمعى كه در آنجا حضور داشتند، جريان را نقل كردند، على ٧ فرمود: دست نگهداريد تا در مورد جرم تحقيق به عمل آيد، سپس رو به عمر نموده فرمود: آيا به دستور تو مىخواهند اين زن را رجم نمايند؟ گفت: آرى! آنگاه اعتراف زن به زنا را بازگو كرد، على ٧ فرمود: شايد بر او خشم گرفته و يا او را ترساندهاى؟ عمر گفت آرى چنين است، على ٧ فرمود: آيا نشنيدى از رسول خدا ٦ كه فرمود: اعتراف با شكنجه اعتبار ندارد و حدّ بر معترف جارى نمىشود، مگر نه اين
[١]. الغدير، ج ٦، ص ٩٥- ٩٩؛ درّ المنثور، ج ٢، ص ١٢٣، كشّاف زمخشرى، ج ١، ص ٤٩١؛ تفسير ابن كثير، ج ١، ص ٤٦٧؛ سنن بيهقى، ج ٧، ص ٢٣٣؛ و مجمع الزوائد، ج ٤، ص ٢٨٣ نهج الحق و كشف الصدق علامه حلّى، ص ٢٧٧.
[٢]. فرائد السمطين، ج ١، ص ٣٥٠، باب ٦٥، شماره ٢٧٦ با اختلاف در عبارات و اينكه زنى كه باردار بود نزد وى آوردند، تا اين كه گويد: على ٧ فرمود: اگر بر اين زن حكومت دارى، بر آنچه در شكم دارد، حاكم نخواهى بود، سپس مولا فرمود: شايد او را سرزنش كرده و او را تهديد نمودهاى؟ مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٣٩؛ احقاق الحق، ج ٨، ص ٢٠٢؛ ينابيع المودة، ص ٧٥، باب چهاردهم؛ الغدير، ج ٦، ص ١١٠؛ الرياض النضرة، ج ٢، ص ١٩٦؛ و در چاپ ديگر، ج ٣، ص ١٦٣، ذخائر العقبى، ص ٨٠؛ مطالب السؤول، ص ١٣؛ الاربعين فخر رازى، ص ٤٦٦؛ فضائل الخمسه فيروزآبادى، ج ٢، ص ٢٨٨ از الرياض النضره، ج ٢، ص ١٩٥ و در چاپ بيروت، ج ٣، ص ١٦٢.