آینه یقین (ترجمه کشف الیقین) - علامه حلی - الصفحة ٥٥ - مبحث دوم در فضايل نفسانى على
[١] ابو نعيم حافظ شافعى به اسناد خود، نقل نموده گويد: رسول خدا ٦ به على ٧ فرمود: خداى متعال امر نموده تا تو را به حضور بخوانم و دانش را به تو بياموزم تا در نگهدارى آن بكوشى، به همين جهت اين آيه «وَ تَعِيَها أُذُنٌ واعِيَةٌ» نازل گرديد. يا على تو آن گوش شنوا و نگهدارنده علم هستى.
دليل سوم [برترى علمى على ٧ از ساير مردم][٢] اين است كه رسول خدا ٦ فرمود: على از همه شما در داورى كار برتر و كارگزارتر است. بديهى است داورى به حق، دانش عميق و ايمان كامل، لازم دارد و از آنجايى كه على ٧ از ديگران در اين فنّ مهارتش بيشتر و كاربرتر بوده بىترديد دانش وى نيز از همه افزونتر خواهد بود.
[٣] بيهقى از على ٧ نقل كرده كه فرمود: رسول خدا ٦ به من مأموريت داد، تا به
[١]. حلية الأولياء، ج ١، ص ٦٧؛ خصائص الوحى المبين، فصل يازدهم، ص ١٥٤، شماره ١٧ و ١١٨؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ٢٠٠، باب چهلم، شماره ١٥٦ به اين تعبير: وانت أذن واعية لعلمى« تو آن گوش شنواى علم من مىباشى»؛ شواهد التنزيل، ج ٢، ص ٢٧٢، شماره ١٠٠٩؛ ترجمه امام على ٧ من تاريخ دمشق ابن عساكر، ج ٢، ص ٤٢٢، شماره ٩٣١؛ مجمع الزوائد، ص ١٣١؛ كفايه الطالب، ص ٢٣٦؛ مناقب ابن مغازلى، ص ٣١٩، حديث ٣٦٤؛ مناقب خوارزمى، فصل هيجدهم، ص ١٩٩؛ كنز العمّال، ج ١٣، ص ١٣٦، حديث ٣٦٤٢٦ و در ص ١٧٧، حديث ٣٦٥٢٥؛ درّ المنثور، ج ٦، ص ٢٦٠ ذيل آيه شريفه از ابن جرير، ابن ابى حاتم، واحدى، ابن مردويه، ابن عساكر، ابن البخارى از بريده و اسكافى در المعيار و الموازنة، ص ٣٠١ نقل كردهاند. اين حديث مجددا به شماره ٤٧٨ در همين كتاب خواهد آمد.
[٢]. كشف الغمه، ج ١، ص ١١٣؛ مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٣٩ از ابى سعيد خدرى، چنين نقل نموده كه گفت: رسول خدا ٦ فرمود: إنّ اقضى امّتى على بن ابى طالب ٧« در بين امتم كسى همانند على در امر قضاوت، وجود ندارد»؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج ٢، ص ٣٣؛ نور الابصار، ص ٧٩؛ الاستيعاب ابن عبد البر، در حاشيه الاصابه، ج ٣، ص ٣٨، با اين عبارت كه رسول اكرم ٦ فرمود: أقضاهم على بن ابى طالب« على ٧ در بين آنها، در داورى عميق و مهارتش بيشتر است.»
[٣]. دلائل النبوه بيهقى، ج ٥، ص ٣٩٧ و نيز در سنن، ج ١٠، ص ٨٦ در كتاب آداب قاضى با اين عبارت كه خبر داد ما را ابو على رودبارى، ابو عبد اللَّه حسين بن عمر بن برهان، ابو الحسين بن فضل قطان، ابو محمد سكرى، گفتند، ما را خبر داد اسماعيل بن محمد صفّار، از حسن بن عرفه از عمر بن عبد الرحمن ابو حفص آبار از اعمش از ابو البخترى از على ٧ كه فرمود: رسول خدا ٦ مرا به يمن فرستاد براى داورى بين آنان، گفتم يا رسول اللَّه: مرا به اين سرزمين فرمان مىدهى، با اين كه جوان هستم و در مسائل داورى خبره نيستم؟ فرمود: به حوزه مأموريتت برو، چرا كه خداى متعال قلب تو را راهنمايى و زبانت را براى حق گويى استوار خواهد نمود؛ على ٧ فرمود: پس از اين دعاى رسول خدا ٦ با يقين و بينش خاص قضاوت نموده و هرگز ترديدى در داورى بين دو مرد برايم پديدار نگرديد.
و خبر داد ما را ابن فورك از عبد اللَّه بن جعفر از يونس بن حبيب از ابو داود از شعبه، از عمرو بن مرة كه گفت شنيدم از ابو البخترى كه مىگفت: مرا حديث نمود آن كس كه از على ٧ شنيده بود كه فرمود: رسول خدا ٦ در حالى كه دستور داد به يمن بروم، به او عرض كردم يا رسول اللَّه مأموريتى خطير به من محوّل نمودهاى، چرا كه جوانى كم سنّ و سال بيش نبوده و به مسائل زيادى از امر قضا آگهى ندارم؟! على ٧ گويد: رسول خدا دست بر سينهام زده فرمود: بىترديد خداى متعال زبانت را ثابت نگه مىدارد و قلبت را راهنمايى خواهد كرد. از آن پس در قضاوت بين دو نفر مشكلى نداشتم؛ الرياض النضره، ج ٢، ص ١٤٧؛ المنتخب من مسند عبد بن حميد، ص ٦١، شماره ٩٤؛ المسند احمد بن حنبل، ج ١، ص ٨٣، ٨٨، ١١١، ١٣٦، ١٤٩، ١٥٦ سنن ابو داود، ج ٢، ص ٣٢٧؛ سنن ترمذى، ج ٢، ص ٢٧٧؛ كنز العمال، ج ١٣، ص ١٢٤، شماره ٣٦٣٩٧ و ٩٨؛ طبقات ابن سعد، ج ٢، ص ١٠٠، چاپ ليدن و ج ٢، ص ٣٣٨؛ كشف الغمة، ج ١، ص ١١٤؛ خصائص نسايى، ص ٩١، شماره ٣٢ به بعد؛ فرائد السمطين، ج ١، ص ١٦٧، شماره ١٢٩ و ١٣٠، از باب ٣٥؛ سنن ابن ماجه، ج ٢، ص ٧٧٤ در كتاب الأحكام ١٣، در باب قضاء شماره ٢٣١٠؛ مناقب خوارزمى، فصل هفتم، ص ٤١، فضائل الخمسة فيروزآبادى، ج ٢، ص ٢٦٠؛ نور الابصار، ص ٧٩؛ أسد الغابة، ج ٤، ص ٢٢.