لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٦٧ - در تراشيدن سر
بتراشند پس اگر بد مىبود حضرت اين مقدار مبالغه در آن چگونه مىكردند.
و در حديثى ديگر از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقولست كه از آن حضرت پرسيدند كه مردمان مىگويند كه سر تراشيدن قبيح است حضرت فرمودند كه سبب عزت و بزرگوارى ماست و مثله و قبيح است نظر به دشمنان ما.
(و معنى هذا فى قول النّبيّ ٦ حين وصف الخوارج فقال انّهم يمرقون من الدّين كما يمرق السّهم من الرّميّة و علامتهم التّسبيد و هو الحلق و ترك التّدهّن)
و معنى آن كه مثله است نسبت به دشمنان شما از قول حضرت سيد المرسلين ٦ ظاهر مىشود كه چون آن حضرت صفت خوارج را فرمودند كه ايشان از دين بدر مىروند چنانكه تير از نشانه و علامت ايشان تسبيت است، و در بعضى از نسخ تسبيد است، و هر دو بمعنى سر تراشيدنست و علامت ديگر آن كه روغن نمىمالند پس ظاهر است كه سر تراشيدن ايشان مثله و قبيح است كه حضرت آن را صفت ايشان فرموده است و اگر نه خصوصيتى به ايشان ندارد بلكه همه مسلمانان سر مىتراشند و محتمل است كه قباحت به اعتبار ترك روغن ماليدن باشد و لهذا صاحب نهايه احتمال داده است كه مراد از تسبيد ترك روغن ماليدن باشد.
و بخارى در بسيار جائى احاديث خوارج را ذكر كرده است و اين علامت را ذكر نكرده است و ذكر كرده است كه خوارج خروج خواهند كرد بر بهترين خلايق و گفته است كه خروج ايشان بر على بن ابى طالب بود و نمىدانم كه چه تفاوت است كه سنيان ايشان را خوارج مىگويند و اصحاب عايشه و طلحه و زبير و معاويه و عمرو عاص را نمىگويند با آن كه ذكر كردهاند كه عبادت و تقوى