لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٩٦ - دعاى ابو ذر بر قبر فرزندش
مكانك و لقد شغلني الحزن لك عن الحزن عليك و اللَّه ما بكيت لك و لكن بكيت عليك فليت شعرى ما قلت و ما قيل لك اللَّهمّ انّي قد وهبت له ما افترضت عليه من حقّى فهب له ما افترضت عليه من حقّك فانت احقّ بالجود منّي و الكرم)
و چون ذر پس ابو ذر مرد رحمهما اللَّه ابو ذر بر قبر او ايستاد و دست بر قبر ماليد و گفت رحمت كند حق سبحانه و تعالى ترا اى ذر و اللَّه كه تو نسبت بمن نيكوكار بودى و شرط فرزندى را به جا مىآوردى و الحال كه تو را از من گرفتهاند من از تو خوشنودم و اللَّه كه از رفتن تو باكى نيست بر من و نقصانى بمن نرسيد و مرا احتياجى بغير از حق سبحانه و تعالى نيست و اگر نه هول آن عالم باشد از اهوال عظيمه قبر هر آينه من مسرور مىبودم كه به جاى تو رفته باشم و ليكن مىخواهم چند روزى تلافى ما فات بكنم و بتحقيق كه اندوه از براى تو مرا مشغول ساخته است از اندوه بر تو يعنى همگى در غم آنيم كه عبادات و طاعاتى كه از براى تو نافع است بكنيم و اين معنى مرا باز داشته است از آن كه غم مردن و جدائى ترا از خود بخورم و اللَّه كه گريه نكردم از جهت تو كه مرده و از من جدا شده و ليكن گريه بر تو كردم كه حال تو چون خواهد بود و چون بگذرد پس كاش مىدانستم كه تو چه گفتى و به تو چه گفتند خداوندا به او بخشيدم حقوقى را كه بر او واجب كرده بودى از براى من خداوندا ببخشا حقوق خود را كه بر او واجب گردانيده بودى كه تو سزاوارترى به جود و كرم از من و از اين كلمات محققانه احوال آن بزرگوار ظاهر مىشود كه رتبه او در زهد در چه مرتبه بوده است رضى اللَّه عنه و عن اخويه.
و اگر كسى خواهد كه كلمات زهد را مشاهده نمايد نظر كند در خطب نهج البلاغه كه مراتب زهد را در اقصى مراتب آن بيان كرده است صلوات اللَّه عليه و على اخيه سيد الانبياء و أولاده الطاهرين.