لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٥٠ - حضرت سيد الساجدين
بيهود است اما تعليل دلالت مىكند بر عدم اختصاص به ايشان.
و عدم منافات به چند وجه است يكى آن كه مراد از آيه يهودند و در اينجا تحدى شد با يهود كه اگر يك يهودى آرزوى مرگ مىكرد همه مىمردند و اين معجزه بود از آن حضرت با آن كه فرمود كه ايشان هرگز آرزوى مرگ نخواهند كرد بواسطه اعمال قبيحه كه دارند چنانكه اكثر مفسرين تفسير كردهاند و بر تقدير تسليم منافات ندارد كه آرزوى مرگ داشته باشند و شكر نعمت حيات را به جا آورند يا آرزوى مرگ داشته باشند مشروط به رضاى الهى يا در وقت خود چون بنده مىبايد در هر وقتى شكر حال خود بكند و شرط بندگى آنست كه بنده راضى باشد به داده الهى اگر چه غير آن را طلبد چنانكه خواهد آمد در حكايت فرزند حضرت صادق ٧ و جمعى گفتهاند كه در مرض آرزوى مرگ خوبست و اين معنى ظاهر نيست بلكه بر تقدير رضاى الهى در همه وقت خوبست بلكه مىبايد كه در زندگى زندگى را خواهد كه صرف عبادت و طاعت الهى كند و اگر حق سبحانه و تعالى مرگ او را خواهد او حيات را نخواهد مجملا كمال در آنست كه بنده رضاى الهى را خواهد.
و احتمال دويم از اين جهت است كه در زمان حضرت سيد الساجدين و هم چنين حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليهما كه اين كلام از آن حضرت صلوات اللَّه عليه نيز منقول است زمان استيلاى بنى اميه بود و اكثر عالميان كافر بودند و در منابر و منارات سب اشرف الخلايق مىكردند بنا بر اين آن معنى مناسبت دارد و احتمال دويم و سيم بر سبيل تعليم است.
و در حديث كالصحيح از حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه منقول است كه حضرت سيد المرسلين ٦ هر گاه روبروى جنازه واقع مىشدند يا جنازه را مىديدند اين دعا را مىخواندند كه
اللَّه اكبر هذا ما