لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٦١ - نماز عريانا بر ميت
عليه ما تقول فى قوم كانوا فى سفر لهم يمشون على ساحل البحر فاذا هم برجل ميّت عريان قد لفظه البحر و هم عراة ليس معهم الّا ازار فكيف يصلّون عليه و هو عريان و ليس معهم فضل ثوب يكفّنونه به قال يحفر له و يوضع في لحده و يوضع اللّبن على عورته ليستر[١] عورته باللّبن و بالحجر و يصلّى عليه ثمّ يدفن)
و بسند موثق از عمار منقولست كه عرض نمودم به حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه چه مىگوييد در قومى كه در سفرى باشند و در كافى فى سفرتهم و اين عبارت بهتر است و در كنار دريا مىرفتند كه ناگاه ديدند كه مرده برهنه را دريا بر كنار انداخته بود و ايشان نيز برهنه باشند و بغير از لنگى كه ساتر عورت ايشان باشد جامه نداشته باشند پس چگونه بر او نماز گذارند و حال آن كه ميت برهنه است و ايشان جامه زيادتى نداشته باشند كه ميت را به آن جامه كفن كنند و در كافى به جاى كاف لام است يعنى به پيچند او را به آن جامه حضرت فرمودند كه قبرى از جهت او مىكنند و ميت را در لحد مىگذارند. و خشتى بر عورت او مىگذارند تا عورت او پوشيده شود به خشت يا سنگ و در بعضى از نسخ فيستر عورته است و معنى اين نزديكست به آن يعنى پس عورت او را به خشت و سنگ مىپوشانند و بر او نماز مىكنند و بعد از آن دفن مىكنند به آن كه خاك بر او مىريزند تا قبر پر شود.
بدان كه خلافى نيست كه غسل ميت مقدم است بر كفن و كفن مقدم است بر نماز و نماز مقدم است بر دفن و غسل ميت به منزله ازاله نجاستست كه مصلى مىكند از جهت نماز خود و كفن بمنزله ساتر عورتست و هم چنان كه نماز
[١] فليستر. فيستر. خ.