لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٩٥ - امير المؤمنين صلوات الله عليه غسل نداد عمار بن ياسر را، و نه هاشم بن عتبة را
مىتوان كرد كه هر گاه بر استخوان تنها احكام ميت جارى باشد چگونه بر شهيد نماز نتوان كرد.
و على اى حال ظاهر كلام علماى شيعه اينست كه خلافى نيست ميان ايشان كه شهيد را خواه در معركه شهيد شده باشد يا نه نماز بر او واجبست و ليكن اكثر اخبار قتل در معركه كه او را كشته دريابند و رمقى نداشته باشد از حيات خالى است از صلاة و ممكن است كه از جهت تقيه تصريح نفرموده باشند و حديث نفى صلاة همين خبر مسعده است و بس على الظاهر.
(هكذا روى لكنّ الاصل ان لا يترك احد من الامّة اذا مات بغير صلاة)
صدوق مىگويد كه اين روايت چنين وارد شده است ليكن اصل به اعتبار عمومات اخبار آنست كه هيچ يك از امت حضرت سيد المرسلين ٦ را بىنماز نگذارند و خلافى كه شده است در نماز سنيان باين اعتبار است كه آيا ايشان از امت آن حضرت هستند يا نه زيرا كه مطلق امت مراد نيست چون يهود و نصارى و ساير كفار امت دعوت هستند و حضرت همه را بدين اسلام دعوت فرموده است و خلافى نيست در آن كه خوارج و نواصب و غلاة و مرتد و مجسمه قايله به جسم كثيف با آن كه داخل امتند اما به اعتبار انكار ضرورى دين آن حضرت از دين بدر رفتهاند و منافقان اين زمان ايشانند و اما بقيه سنيان و شيعيان بد مذهب مثل زيدى و واقفى و امثال اينها خلافست.
و شيخ مفيد عليه الرحمة ذكر كرده است كه جايز نيست شيعه اثنى عشرى را كه غسل دهد مخالف حقرا هر كه باشد و جايز نيست نماز كردن بر ايشان مگر از جهت تقيه و در نماز بر او لعن خواهد كرد چنانكه مىآيد و حق اينست كه در تقيه نيز نماز وارد نشده است بلكه مىايستد و صورت نماز را بفعل مىآورد و لعن مىكند.