لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ١٦٧ - مرگ كفاره گناه هر مؤمنى است و تخفيف مىدهد گناهان را
به قدرت خود اين مرده را زنده گردان.
اما هزار عقبه پس آن چه معلومست زنده كردن و سؤال كرد است از اعتقادات كه نكير و منكر سؤال مىكنند چنانكه خواهد آمد. و اما سؤال از اعمال پس اكثر اخبار دلالت مىكند بر آن كه سؤال از آنها نخواهند كرد اما ثواب و عقاب خواهد بود پس ممكن است كه به اعتبار هر عملى از اعمال خير ثوابى باشد و بر ترك آن عقوبتى و هم چنين بر عكس در اعمال شر پس ممكن است كه عقبات عبارت از غمها و المها باشد كه از ترك اعمال خير و فعل اعمال شر او را حاصل شود يا اعم از عقبات مكروهات و ترك مستحبات گيريم و هيچ شك نيست كه غمى كه مؤمن را حاصل خواهد شد بواسطه ترك بسيارى از مستحبات زياده از جفاى جان كندنست.
و محتمل است كه عقبات تعلقات دنيوى باشد كه به سبب قطع آن به مرگ در غم باشد زيرا كه جفاى مرگ عمدهاش جدا شدن از مألوفات و محبوبات است و نفس ناطقه را تعلقات بسيار به همرسيده است به سبب الفت با آنها نمىبينى كه هر چند شخصى بىتعلق باشد اگر دزدى از او سفالى ببرد به سبب آن او را غمى حاصل مىشود هر چند هزار كوزه در خانه داشته باشد و اگر انگشتى را از شخصى قطع كنند تا زنده است در غم است و مرگ عبارت از اينست كه چشمان را كور كنند و گوشها را كر كنند و شامهاش را زايل سازند و گويايى او را برطرف سازند، و بعد از آن اين اعضا را يك يك ببرند به سبب هر يك از اينها نهايت غم او را حاصل مىشود و مرگ عبارت از قطع همه اعضا است، و عبارت از گرفتن زنان و فرزندان و اموال و اسباب و برادران و خويشان و آشنايان همه است مگر كسانى كه بحكم موتوا قبل ان تموتوا قطع جميع تعلقات كرده باشند از اين جهت به ايشان ضررى نمىرسد.