لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥٣١ - جنازه يوسف در شام
را از كنار رود نيل و در صندوق سنگ مرمرى بود پس چون او را بيرون آوردند ماه در آمد و بنى اسرائيل روا نشدند.
و در حديثى ديدهام كه حضرت يوسف وصيت نامه نوشته بود به موسى ٧ كه چون بنى اسرائيل را از مصر بيرون برى استخوانهاى مرا به شام بر پس از اين جهت است كه يهود و نصارى مردگان خود را نقل مىكنند به شام كه ارض مقدسه بنى اسرائيل است.
و غرض صدوق از نقل اين خبر آنست كه چون نقل به ارض مقدسه خوبست پس خوب باشد كه شيعيان امير المؤمنين نقل كنند مردگان خود را به ارض مقدسه اهل البيت كه آن نجف و كربلاى معلى و ساير اماكن شريفه باشد و شك نيست كه اين مشاهد مشرفه اشرفند از شام لهذا علماى ما سلف و خلف نقل موتى به اماكن مشرفه كردهاند مثل سيد مرتضى و سيد رضى الدين و پدر ايشان رضى اللَّه عنهم كه در بغداد دفن كردند و بعد از آن به كربلاى معلى نقل نمودند. و شيخ مفيد عليه الرحمه چند سال در خانه خود مدفون بود و بعد از آن در مشهد كاظمين قريب به حضرت جواد پهلوى جعفر بن قولويه دفن نمودند. و علامه و پسرش را در نجف اشرف بعد از نقل مدفون ساختند، و شيخ طبرسى را از سبزوار به مشهد مقدس رضوى نقل كردند. و از متاخرين شيخ نور الدين على بن عبد العالى و مولانا عبد اللَّه و شيخ بهاء الدين رضى اللَّه عنهم را نقل نمودند.
و اكثر علما مستحب مىدانند نقل را و حديثى مذاكرة از مشايخ نقل كردهاند و عمل ايشان بر اين بوده است و بعد از دفن نيز جمعى تجويز نمودهاند و عمل علما نيز بر اين بوده است. و احاديث متواتره وارد شده است در اكثر مشاهد كه روضهايست از رياض بهشت و خواهد آمد و اينها در صورتى مجوز