لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٥١٤ - معناى حديث من جدد قبرا
عند نفسى)
و صدوق گفته است كه من مىگويم كه تجديد به آن معنى كه صفار گفته است و تحديد به حاى مهمله كه سعد خوانده است و جدث كه برقى گفته است همه حق است بحسب واقع چون همه از حيثيت احاديث ديگر ثابت است و داخل است در معنى اين حديث چون ظن خوب به مشايخ مقتضى آنست كه اين معانى را ايشان از معصوم شنيده گفته باشند و هر كه مخالفت امام كند از روى عناد و تازه كردن قبر و خر پشته ساختن و شكافتن قبر و يكى از اينها را حلال داند پس از اسلام بدر رفته است و اعتقاد من آنست كه آن كه حضرت فرموده است كه هر كه مثالى بكشد يعنى بدعتى قرار بدهد و مردمان را به آن بدعت دعوت كند يا دينى وضع كند از اسلام بدر مىرود و آن چه من مىگويم از روى اخباريست كه از ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم بمن رسيده است اگر درست گفتهام حقى است كه حق سبحانه و تعالى بر زبانها ايشان جارى كرده است در ضمن اخبار و اگر خطا كردهام از من شده است.
و احتمال دارد كه مرادش اين باشد كه چون ائمه هدى صلوات اللَّه عليهم رخصت اجتهاد در حديث دادهاند و اجتهاد احتمال غلط دارد پس اگر حق گفتهام ايشان فرموده بودند پس آن حق از گفته ايشان است بحسب واقع و اگر خطا كرده باشم خطائى است كه از من صادر شده است. و تاويل كلام صدوق به نحوى كه ممكن بود كرده شد و صدوق به مراد خود اعلم است و اللَّه تعالى اعلم.
و شيخ مفيد رضى اللَّه عنه به خاء معجمه خوانده است بمعنى شكافتن قبر كه ميتى ديگر در آن بگذارند يا بواسطه دزديدن كفن و غير آن.
و شيخ طوسى رحمه اللَّه گفته است كه هر يك از اين معانى محتمل است و حق سبحانه و تعالى اعلم است و كسى كه خبر را فرموده است و اين معنى حق است پس بنا بر گفته شيخ طوسى از چنين خبرى كه اين همه احتمال در او رود و