لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٤٦٣ - زيارت قبرهاى مؤمنان و از بنا كردن مسجدها در قبرستان
كه بر قبر من سجده مىبايد كرد و اصلش ظاهر نيست چون راوى اين خبر عايشه ملعونه كذابه است.
و در حديث صحيح است از حضرت امام جعفر صادق على اللَّه «صلوات اللَّه عليه» كه بر زبانش هرگز كذب گذار نكرده است به اعتقاد مخالف و مؤالف كه سه كس بودند كه هميشه بر حضرت سيد المرسلين ٦ دروغ مىبستند عايشه و ابو هريره و انس و اكثر احاديث عامه از اين سه كسست و كس چهارم عبد اللَّه بن عمر است كه گاهى راست مىگفت و لهذا حضرت او را ذكر نفرمودند و غرض آن ملعونه از وضع اين خبر اين بود كه از آن زنديقه روايت كردهاند كه از جهت دشمنى كه هميشه با حضرت امير المؤمنين صلوات اللَّه عليه داشت و حضرت مكرر مىفرمودند كه حضرت سيد المرسلين بمن وصيت فرمود آن ملعونه تكذيب مىكرد كه حضرت كى وصيت كرد و حال آن كه سر حضرت بر سينه من بود كه از دنيا رفت و وصيتى كه كرد همين بود كه گفت قبر مرا مسجد و قبله نكنيد.
و اهل سنت و محدثين ايشان اين سخنان عايشه را ذكر كردهاند در صحاح خود و حكايات دوات و قلم را ذكر كردهاند كه در خانه مردان بسيار بودند كه حضرت طلبيدند دوات و قلم را و عمر نگذاشت و گفت اين مرد هذيان مىگويد كتاب خدا ما را بس است.
و بخارى حديث دوات و قلم را در صحيح خود در زياده از شش جا نقل كرده است مع هذا شهادت نفى معقول نيست و خود نقل كردهاند كه چون ايشان قبول نكردند و دوات و قلم نياوردند حضرت امير المؤمنين را طلب فرمودند و همه را از خانه بيرون كردند و با آن حضرت سرگوشى بسيار فرمودند چون از حضرت پرسيدند كه حضرت چه فرمودند حضرت امير المؤمنين