لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٩٤ - هر گاه شخصى را دعوت كنند به ضيافتى و يا به امور ميت بخواند اجابت رفتن به جنازه كند
مثل عروسى و خانه نو خريدن و امثال اينها كه خواهد آمد قطع نظر از آن كه واجب كفائى است و از اينجا ظاهر مىشود كه اگر جمعى متوجه امور ميت شوند لازم نباشد رفتن ديگران.
و در اين مسأله خلافى هست بعضى را اعتقاد آنست كه تا علم شرعى بهم نرساند كه جميع واجبات را كردهاند از ديگران كه شنيدهاند موت را ساقط نمىشود و بعضى كافى مىدانند كه ظن داشته باشد كه اين جمعى كه مىروند قيام باين امور خواهند كرد و دغدغه عظيم مىشود اما حيله كه سبب عدم لزوم باشد آنست كه اگر كسى خبر دهد بموت شخصى علم بموت آن شخص بهم نمىرسد.
و ممكن است كه اين حديث را حمل بر آن كنيم كه چون ثابت نشده است مىتواند به ضيافت رفتن و ليكن رفتن به جنازه اولى است و اكثر اوقات علم عادى بهم مىرسد با انضمام قراين و خود را فريب مىدهند در اين حيلها و شك نيست كه رفتن به جنازه احوط و اولى است و اين مضمون حديث سكونى است و علما همه عمل كردهاند باين حديث چون مؤيدش احاديث بسيار هست و خواهد آمد.
(و قال النّبيّ ٦ اذا دعيتم إلى الجنائز فأسرعوا و اذا دعيتم إلى العرائس فابطئوا)
و منقولست كه آن حضرت ٦ فرمودند كه هر گاه شما را به تجهيز ميت و يا به تشييع جنازه بخوانند زود برويد يعنى چيزى را مانع آن مسازيد و برويد يا در رفتن بشتاب برويد كه مبادا تا رفتن شما او را برداشته باشند و هر گاه شما را به عروسيها بخوانند دير برويد يعنى تا ممكن باشد عذر بخواهيد چون غالب اوقات زينتها مىكنند و ايشان ندارند مجملا علت سابقه كافى است كه مذكّر امر دنياست و جنائز مذكر احوال مردن و ما بعد الموتست.