لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٣٨ - نهي از سلام در حمام
باقر است صلوات اللَّه عليه پس گفتم كه آيا حضرت خود تشريف مىآورند باين حمام گفت بلى گفتم چكار مىكند گفت كه آن حضرت داخل مىشود و ابتدا مىكند و پشت زهارش را نور مىكشد و آن چه در حوالى آنست پس لنگش را بر اطراف ذكرش مىپيچد و در كافى چنين است كه ثم يلفّ على طرف احليله يعنى سر ذكرش را چيزى مىپيچد و اين اظهر است پس مرا مىطلبد و من باقى بدنش را نوره مىكشم پس روزى از روزها گفتم كه آن چه تو نمىخواهى كه من آن را ببينم ديدم حضرت فرمود كه حاشا كه ديده باشى به درستى كه نوره آن را پوشيده است.
و ظاهر اين حديث آنست كه حجم خصيتين را ديده باشد و آن كه صدوق چنين حديثى را جزم كرده است كه حق است با آن كه راوى آن مرد پير حمامى را نمىشناخت كه صادقست يا كاذبست چنانكه از حديث ظاهر مىشود دور نيست كه در آخر دانسته باشد كه راست گوست يا كتاب او را بر يكى از حضرات عرض نموده باشند و حضرت تصحيح فرموده باشند.
لهذا اين حديث را ابن ابى عمير روايت كرده است و تا بر او ظاهر نشده باشد حقيّت حديث او نقل نمىكند و اللَّه تعالى يعلم. و بر تقدير صحت تاويلش آنست كه ران حضرت را ديده باشد در زير نوره و حضرت بيشتر مبالغه فرموده باشند در پوشيدن ران.
[نهي از سلام در حمام]
(و قال عبد الرّحمن بن مسلم المعروف بسعدان كنت في الحمّام في البيت الاوسط فدخل ابو الحسن موسى بن جعفر صلوات اللَّه عليهما و عليه ازار فوق النّورة فقال السّلام عليكم فرددت ٧ و دخلت البيت الّذى فيه الحوض فاغتسلت و خرجت. و فى هذا اطلاق في التّسليم في الحمّام لمن عليه مئزر و النّهى الوارد عن التّسليم