لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٧١ - گر زنى بچه سقط كند كه خلقتش تمام شده باشد غسل مىدهند او را
صلوات اللَّه عليه فرمودند كه اول او را غسل جنابت مىدهند و ديگر غسل ميت و اكثر اصحاب حمل بر استحباب كردهاند و احتمال بر تقيه نيز دارد چون حسن در آن زمان معتبر بود و خلفاى بنى اميه اعتقاد به او داشتند.
[ناخنهاى ميت را نمىتوان گرفت و موى زير بغل او را نمىتوان كند]
(و سال ابو الجارود ابا جعفر صلوات اللَّه عليه عن الرّجل يتوفّى أ يقلّم اظافيره و ينتف ابطاه و يحلق عانته ان طالت به من المرض فقال لا)
و سؤال كرد ابو جارود از حضرت امام محمد باقر صلوات اللَّه عليه از شخصى كه بميرد آيا ناخنهاى او را مىتوان گرفت و موى زير بغل او را مىتوان كند و پشت زهار او را مىتوان تراشيد اگر اينها به سبب بيمارى دراز شده باشند حضرت فرمودند كه نه و اين مضمون گذشت در احاديث معتبره.
و اين حديث به اعتبار ابو جارود اگر چه ضعيف است و ليكن چون اصحاب احاديث از او در زمان حضرت امام محمد باقر كه عادل بود شنيده بودند در زمان حضرت امام جعفر صادق صلوات اللَّه عليه كه زيد خروج كرد او زيدى شد و جاروديه زيديه تابع اويند بنا بر اين احاديث سابق او را از جهت تأييد نقل مىكنند بلكه فى نفسه نيز معتبر است و كتاب او از اصول است و در چنين جائى كه احاديث ديگر بوده باشد ضرر ندارد از امثال او نقل كردن.
[گر زنى بچه سقط كند كه خلقتش تمام شده باشد غسل مىدهند او را]
(و اذا اسقطت المرأة و كان السّقط تامّا غسّل و حنّط و كفّن و دفن و ان لم يكن تامّا فلا غسل عليه و يدفن بدمه و حدّ تمامه اذا اتى عليه اربعة اشهر)
و اگر زنى بچه بيندازد و آن سقط خلقتش تمام شده باشد غسل مىدهند او را و حنوط به كافور مىكنند و كفن به سه جامه مىكنند و دفن مىكنند و اگر تمام نباشد بر او غسل نيست و با آن خون او را دفن مىكنند و حد تمامى از آنست كه چهار ماهه شده باشد و آن وقتى است كه روح حيوانى بهم مىرساند و نفس ناطقه به آن تعلق مىگيرد.