لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٢٨ - دو چوب از درخت خرما كه تر باشد و نوشتن شهادتين بر كفن
ديگر سر تا سرى را پهن مىكند بر بالاى حبره و اندكى از ذريره بر آن مىپاشد ديگر پهن مىكند پيراهن را بر بالاى سر تا سرى و اندكى از ذريره بر او مىپاشد.
و در بعضى از نسخ اين زيادتى هست كه بعد از آن لنگ را بر روى پيراهن پهن مىكند و اندكى از ذريره بر او مىپاشد و ظاهرا از زيادتى نساخ باشد و بر تقديرى كه باشد مراد ران پيچست چنانكه خواهد آمد.
[دو چوب از درخت خرما كه تر باشد و نوشتن شهادتين بر كفن]
(و ياخذ جريدتين من النّخل خضراوتين رطبتين طول كلّ واحدة قدر عظم الذّراع و ان كانت قدر ذراع او شبر فلا باس)
و بهم مىرساند دو جريده از درخت خرما كه تر باشد و خشك نباشد كه درازى هر يك بقدر استخوان دست باشد كه از وجب اندكى درازتر است و اگر بقدر ذراع باشد كه دو وجب است تخمينا يا يك وجب باشد باكى نيست و اصل در جريده آنست كه شيخ مفيد و شيخ طوسى رضى اللَّه عنهما روايت كردهاند مرسلا كه چون حضرت آدم را از بهشت بيرون آورده به زمين آوردند او را وحشتى دست داد پس دعا كرد كه خداوندا مرا انس ده به چيزى از درختان بهشت پس حق سبحانه و تعالى درخت خرما را از بهشت فرستاد و تا حضرت آدم در دنيا بود به آن انس داشت و چون قريب بموت رسيد به فرزندان خود گفت كه من در حالت حيات باين درخت انس داشتم و اميدوارم كه بعد از وفات نيز به آن انس داشته باشم پس چون من بميرم از شاخ درخت خرما شاخى برداريد و دو حصه كنيد و با من گذاريد در ميان كفنهاى من پس فرزندان آدم به آن عمل نمودند و پيغمبران به آن عمل مىنمودند تا آن كه در زمان جاهليت مندرس شد پس حضرت سيد المرسلين ٦ و على جميع الانبياء احياى آن سنت نمودند و آن سنتى است كه بر همه كس لازمست كه متابعت آن سنت كند.