لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه - علامه مجلسی - الصفحة ٢٠٠ - هر گاه آدمى در حالت جان كندن دستها يا پاها يا سر را حركت دهد
ردّ اللَّه عزّ و جلّ عليه من بصره و سمعه و عقله اخذا للوصيّة او تاركا و هى الرّاحة الّتى يقال لها راحة الموت)
و در حديث صحيح و حسن كالصحيح از حماد بن عثمان و ابو الصباح و غيرهما منقولست كه آن حضرت صلوات اللَّه عليه فرمودند كه هر ميتى كه مردن او را نزديك مىشود البته حق سبحانه و تعالى به او باز مىدهد از بصيرت و شنوايى و عقل آن قدرى كه به آن تواند وصيت كردن تا حجت بر او تمام شود كه وصيت بكند يا نكند اگر بكند ثواب داشته باشد و اگر نكند حجت بر او تمام باشد و نتواند گفت كه مرا شعورى نبود كه نكردم و اين حالت راحتى است كه حق سبحانه و تعالى مقرر ساخته است كه بعد از بحران مىباشد كه مرض را با صحت جنگ عظيم واقع مىشود پس اگر مرض غلبه كرد مزاج دست از معارضه و مجادله باز مىدارد او را شعورى بهم مىرسد و اين حالت را راحت مرگ مىنامند و نزد عجم مىگويند كه خانه روشن مىكند.
و جاى اين حديث در وصيت است و صدوق آنجا همين حديث را ذكر كرده است به اندك تغييرى و لكن در اينجا نيز ذكر كرد كه در حالت احتضار چنانكه تلقين شهادتين و غيرهما مطلوبست تذكير وصيت نيز خوبست.
[هر گاه آدمى در حالت جان كندن دستها يا پاها يا سر را حركت دهد]
(و اذا حرّك الانسان فى حالة النّزع يديه او رجليه او رأسه فلا يمنع من ذلك كما يفعل[١] جهّال النّاس)
و هر گاه آدمى در حالت جان كندن دستها يا پاها يا سر را حركت دهد او را منع نمىبايد كرد از اين حركت كردن چنانكه جاهلان عامه مىكنند. اين مضمون در فقه رضوى موجود است و هر چه را صدوق ذكر كرده است كه در كتب متداوله نيست اكثر آن در فقه
[١] يفعل بها. خ.